🔴 دموکراسی به شرط چاقو!
دموکراسی کلمهای است که این روزها بیشترین کاربرد را در نوشته ها و گفته های افراد و جریان های سیاسی چپگرا دارد. آنها تمامی مشکلات فعلی را به نبود دموکراسی در ایران تقلیل دادهاند و تمامی راه حل را به برقراری دموکراسی.
حال آنکه دموکراسی به خودی خود نه تنها مشکلی را حل نمیکند بلکه میتواند فاجعه آفرین باشد. دموکراسی راه تغییر را بطور قانونی میبندد، چراکه در صورتی که یک جریان ناکارآمد بر سر قدرت بیاید، اعتراض به آن برابر با نادیده گرفتن رای اکثریت و تلاش برای نابودی دموکراسی تلقی خواهد شد!
به همین دلیل، کشوری مانند ایالات متحده نه بر پایه دموکراسی که بر پایه جمهوریت تاسیس شده است، به این معنا که خواست مردم با در نظر گرفتن منافع و مصلحت کشور اعمال میشود.
موضوعی که درحال حاضر در جبهه چپ ایرانی در حال رخ دادن است، دروغ پردازی و عوامفریبی در غالب عبارات زیبا و به ظاهر مقبول است.
اینکه حق تعیین سرنوشت مردم بدست خودشان باشد، اینکه «تمامی» مقامات سیاسی کشور با انتخاب مستقیم مردم برسرکار بیایند یا اینکه «ظلم تاریخی» به اقوام ایرانی تحمیل شده!!!
صرفنظر از اینکه مردم فریبی در ذات دموکراسی وجود دارد و سازوکارهای مختلف (ازجمله نهاد پادشاهی در مورد ایران) باید ضامن بقای جمهوریت نظام سیاسی باشد، باید دید که آیا برقراری دموکراسی در ایران حلال مشکلات است؟ آیا مردمی که تشنه کارافرینی، خروج از فقر، ثبات سیاسی و آرامش نسبی هستند آمادگی قرار گرفتن در فضای ملتهب انتخابات پیاپی بعد از سقوط رژیم فعلی را دارند؟
آیا این عدم آمادگی باعث بوجود آمدن اختلافات جدی، هرج و مرج و ناامنی نمیشود؟ جواب این پرسش ها را همه میدانیم ولی چاره چیست؟
بزرگان سیاسی ایران، ازجمله امیر طاهری، سالهاست جواب این سوال را به طور مرتب اعلام کردهاند: بازگشت به قانون مشروطه تا برقراری ثبات و آرامش نسبی در کشور. شاهزاده رضا پهلوی قبلا اعلام کرده که هدف اصلی ایشان رسیدن به روزی است که مردم ایران با اراده و بدست خودشان سرنوشت خود را تعیین کنند. این موضوع ازخودگذشتگی و فروتنی ایشان را نشان میدهد. وارث تاج و تخت با پشتوانه مردمی بینظیر، سرنوشت خودش را بدست مردم میسپارد. ولی بنظر نگارنده این متن، هدف اصلی همه ما از جمله ایشان، در وهله اول باید #نجات_ایران باشد نه #تعیین_سرنوشت_مردم بدست خود. این دو لازم و ملزوم یکدیگر نیستند و چه بسا با نادیده گرفتن هدف اصلی، از تحقق تعیین سرنوشت بدست خود نیز باز بمانیم.
اتحاد و توافق برسر شورای رهبری دولت انتقالی غیرممکن و غیر عملی است و چیزی جز کشمکشهای طولانی سیاسی و هرج و مرج را دربر ندارد. با قبول این وظیفه توسط شاهزاده، بسیاری از نزاع ها برطرف شده و هیچ نیازی به منشور، بیانیه، قانون اساسی و متون ناپخته و دلسرد کنندهای از این دست نخواهد بود.
قانون اساسی مشروطه برآمده از زحمات و خون دلهای پدران ماست، راحت از آن نگذریم.
https://t.me/flith/12565@flith