This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎙️#خوانش_کتاب

امروز روز آخر است عزیـزم.
دعوتی که از مـادرم شروع شد، به تو تمام می‌شود.
ده روز پیش برای مــادرم نوشته بودم «به خاطر او آمــدم.» حالا چطور بنویسم «به خاطر او بر می‌گـردم»

آخر عــراق جنگ زده کجا می‌توانست این همه خوبــی و شیرینی را در اندرون خسته و خراب و فرسوده‌اش داشته باشد؟

عزیــزم !
من دورتــر شدم و تو پیشتــر آمدی...
من فــرار کردم و تو تعقیب کردی.
حالا انگار که اهلی شده باشم، انگار که جلد شده باشم، سربغض نشسته‌ام در دروازه شهر کربــلا و غم دارم که چطور برگردم؟

کجـا برگردم؟
اصلا پیش که برگـردم؟
کیست که یارای آن را دارد تا تو را با او قیـاس کنم؟
راستش حالا که فکر می‌کنم
همه کس تویــی
همه جا تویــی، همه سرزمین‌ها سرزمین توست...«کـل یومٍ ...» تویی، «کـل ارضٍ ...» تویی.

راستی عزیــزم
خورشید مهربان نشسته در سرزمین کربلا، قــول دادی زیر گــنبدت خواسته‌های آدم‌ها را بدهی... هر چه که بـود.
پس «تو کز مکارم اخلاق عالمی دگری/ وفای عهد من از خاطرت به در نرود.»
که نمی‌رود...
تو هرگز عهـد و وعـده فراموش نمی‌کنی...
یقیـــن دارم...

📗کتاب به سفارش مادرم
🛍️ www.behnashr.com
#انتشارات_به_نشر
@behnashr

Comments

Be the first to add a comment