میکس: شاپور
محمد صالح علا - افسانهٔ شیرین
"افسانه‌ی شیرین"
شعر: فرخی یزدی
آهنگ: واروژان
اجرا: محمد صالح علا
میکس: شاپور

شب چو در بستم و مست از مِیِ نابش کردم
ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم

دیدی آن تُرکِ خَتا دشمن جان بود مرا
گرچه عمری به خطا دوست خطابش کردم

منزلِ مردمِ بیگانه چو شد خانهٔ چشم
آنقدر گریه نمودم که خرابش کردم

شرحِ داغِ دلِ پروانه چو گفتم با شمع
آتشی در دلش افکندم و آبش کردم

غرقِ خون بود و نمی‌مرد ز حسرت فرهاد
خواندم افسانهٔ شیرین و به خوابش کردم

دل که خونابهٔ غم بود و جگرگوشهٔ درد
بر سر آتشِ جورِ تو کبابش کردم

زندگی کردن من مردن تدریجی بود
آنچه جان کَنْد تنم، عمر حسابش کردم

دیوان اشعار - غزلیات شماره‌ی ۱۴۰

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment