♾«سيكل معيوب سیستم فاشيستی بر خصلت مردم جامعه و مردم جامعه بر دوام و بقای سیستم»
🚫🔘فاشيست بودن يك جامعه نشان از مستعد بودن اعضای آن به خصوصیاتی چون خودخواهی، خشونت، بیرحمی و رذالت است.
همانطور که میلان کوندرا رماننویس مطرح چکسلواکی در کتاب "عشقهای خندهدار" به آن تاکید دارد؛ "نظام سياسی نمیتواند كاری فراتر از قابليتهای اعضای جامعه خود انجام دهد"، در واقع "اگر انسان توانايی كشتن نداشت هيچ رژيم سياسی نمیتوانست جنگ راه بیندازد". پس نباید به راحتی از نشانههای فاشیست بودن جامعهای که زیر سلطه سیستمی فاشیست قرار گرفته، بگذریم.
افراد این جامعه هستند که تعيين میکنند شرايط سياسی آن چه مسیری را طی کند. اكثريت با درجا زدن، عقب ماندگی، بیسوادی، خشونت و خودخواهی باعث استقرار رژيمهای فاسد و ناسالم میشوند، افراد بيمار يك جامعه قادر به تشخيص قسمتهای ناسالم و معيوب اجتماع خود نيستند، چرا که اين وجه تاريك اجتماع قسمت بنيادين درونی خود آنهاست، پس برايشان دزدی، خشونت، سلطهگری و اعمالی از این دست غریبه و نامناسب نیست.
◼️افراد جامعه هستند كه در ابتدا بايد براي داشتن نظامهای سياسی سالم لایق باشند؛ بدون شک اكثريت يک جامعه تعيينکننده و زمينهساز بستری برای شكل گرفتن نظامهای سياسی سالم یا ناسالم به شکلهای مختلف است و دست كم اگر نقش افراد در پيدايش حاکمیت کمرنگ باشد در دوام و ماندگاری نظام بیترديد بسیار پر رنگ است.
از طرفی چون نظام فاشيستی نظامی است كه پاداش را نصيب دروغگوها، بیرحمها و سواستفادهگران جامعه میكند، صداقت و درستكاری در این جامعه رفتاری است كه باعث عدم پيشرفت و بازنده بودن افراد میشود؛ به نوعی افراد درستكار و فداكار تباهشدگان اين سيستم خواهند بود و يا آنها نيز پس از شكستهای پی در پی به تدريج خود را با شرايط ناسالم وفق داده و جزئی از ديگران میشوند و کمکم میآموزند كه اين تنها شانس برنده بودن است.
ستاره جلالی
@cafe_andishe95