▪️الگوها، فرهنگ و سرقت▪️ستگادین | شنبه ۱۷ دی ۱۴۰۱
هوش مصنوعی آمده و میتواند ( یا به زودی خواهد توانست) با مهارت بیشتری نسبت به خیلی از ما طراحی یا کدنویسی کند یا مطلب بنویسد.
خستگیناپذیر، خیلی سریع و بسیار ارزان است.
قابل فهم است که برخی از سازندگان، خیلی عصبانی هستند. آنها میگویند اگر یک هوش مصنوعی روی عکسها، طراحیهای معماری یا کاریکاتورهایشان آموزش دیده، این نوعی سرقت است.
این غیرقابل تحمل است.
اگر یک دانشجوی هنر، همهی دههزار نقاشی پیکاسو را مطالعه کند و سپس نقاشی جدیدی بکشد که به طور واضح مبتنی بر آنهاست، ما آن را پیشرفت فرهنگ مینامیم. اگر یک نویسنده، واژهای را که توسط شکسپیر ابداع شده به کار ببرد یا اگر یک دیوارنگار(graffitist) آشکارا از
Shepard Fairey الهام گرفته باشد، همین قضیه صادق است.
فرهنگ، همینگونه تکامل مییابد. ایدهگرفتن، سرقت نیست. ایدهگرفتن، جمع نقیضین(oxymoron) است. ایدهها به همهی ما تعلق دارند.
ما نمیتوانستیم و نخواهیم توانست از راه دیگری ایده بگیریم. راهی برای پختن کیک، راندن ماشین یا نوشتن یک جمله بدون استفاده از موارد قبلی وجود ندارد.
ابزار GPT و سایر ابزارهای هوش مصنوعی، در واقع هیچ چیز نمیدانند. آنها الگوها را تطبیق میدهند و الگوها را توسعه میبخشند. و آن الگوها، فرهنگ نامیده میشوند.
( از جهتی میان کپیرایت و
نام تجاری(trademark) تفاوت وجود دارد. کپیرایت، یک تفکیک کوچک
(carve out) برای محافظت از یک مهارت واقعی خلاقانه و خروجیهای خاص آن است. نام تجاری، راهی برای علامتدادن به جهان است که یعنی کسی چیزی ساخته است. اگر فردی هوش مصنوعی را برای کپیکردن سبک یک هنرمند به کار ببرد و سپس تلاش کند تا به دیگران بقبولاند که این اثر از جانب همان هنرمند است، این یک سرقت است. سرقت
نام تجاری بحث متفاوتی برای روزی دیگر است.)
اگر یک کامپیوتر یا یک شخص، سبک شما را بدزدد، نشانهای از تأثیرگذاری شما بر فرهنگ است. و تنها پاسخ این است که با تمام قوا تلاش کنید و تأثیر دیگری روی فرهنگ بگذارید. نه اینکه سعی کنید سهم خودتان را از شیوههای تعاملی مشترک ما جدا کنید.
تنها چیزی که به سازندگان اجازه میدهد چیزی خلق کنند، کاری است که قبلاً انجام شده است. وقتی خلق میکنیم، چیزی به آن کار اضافه میکنیم تا دیگران هم بتوانند همین کار را انجام دهند.
.