هفت سالی می‌شد که راه نرفته بودم
پزشک پرسید:
این چوب‌ها چیست؟
گفتم: فلجم
گفت: آنچه تو را فلج کرده، همین چوب هاست!
سینه خیز، چهار دست و پا، قدم بردار و بیفت
چوب‌های زیبایم را گرفت
پشتم شکست و در آتش سوزاند

حالا من راه می‌روم…
اما هنوز هم وقتی به چوبی نگاه می‌کنم،
تا ساعت‌ها، بی رمقم...

برتولت برشت

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment