🖋 نخستین مباحثه‌ای که هابرماس در آن درگیر شد به عنوان "دعوای پوزیتیویسم (اصالت اثبات) در جامعه‌شناسی آلمان" شهرت یافت. این مشاجره نخست توجه بسیاری در آلمان جلب کرد و بعداً در دیگر نقاط جهان نیز شهرتی یافت. شاید غریب‌ترین بخش این مباحثه عدم مناسبت کامل عنوان آن با مسائل مورد بحث و اختلاف باشد. اولاً به این دلیل که هیچ یک از افراد درگیر در این مشاجره خود را مدافع یا نمایندۀ پوزیتیویسم نمی‌دانستند. گرچه هابرماس و تئودور آدورنو به عنوان مدافعان روش دیالکتیکی، کارل پوپر و شاگرد آلمانی او، هانس آلبرت را متهم به هواداری از روش‌های پوزیتیویستی کردند، لیکن متهمان منکر درستی این نسبت شدند و در عوض خود را هوادار عقل‌گرایی انتقادی خواندند. در واقع تصور خود پوپر از موضع روش‌شناختی‌اش این است که وی یکی از نخستین کسانی بوده که با پوزیتیویسم به عنوان روش پژوهش معتبر شدیداً مخالفت ورزیده است. اگر پوزیتیویسم را به مفهوم رایجی که معمولاً در کتاب‌های فلسفی توصیف می‌شود، بگیریم، در آن صورت قطعاً نباید پوپر را از پوزیتیویست‌ها به شمار آورد.

🖋 پوزیتیویسم در معنای اولیه‌اش مکتبی بود که اگوست کنت جامعه‌شناس قرن نوزدهم از آن حمایت می‌کرد. کنت روش تفحص در امور قابل اثبات و مشاهدۀ پدیده‌ها و کشف قوانین به موجب استقرا را به عنوان روش علم در مقابل تفکر متافیزیکی و جزمیات مذهبی قرار می‌داد. از آن پس پوزیتیویسم به معنی کاربرد روش‌های تجربی در تحقیق و به ویژه وحدت روش تحقیق در همۀ علوم و تعمیم‌پذیری روش‌های علوم طبیعی [به علوم اجتماعی] به کار رفته است. یکی از شاخه‌های دیدگاه تجربه‌گرا که در اوایل قرن نوزدهم پیدا شد، پوزیتیویسم منطقی بود که احتمالاً علت اصلی شهرت آن کوشش برای تفکیک حوزۀ منطق و عقل، از تفکرات متافیزیکی غیرقابل اثبات بوده است. مشهورترین فلاسفۀ نمایندۀ پوزیتیویسم منطقی، اعضای "مکتب وین" در دهه‌های 1920 و 1930 بودند. پوپر با اعضای این گروه روابط بسیار و علایق مشترکی داشت، لیکن دیدگاه او نسبت به آن‌ها انتقادی بود. گرچه در دوران پس از جنگ [جهانی دوم] گاه او را پوزیتیویست خوانده‌اند، لیکن وی در شرح حال فکری خود، "مسئولیت" تخریب بنیاد پوزیتیویسم منطقی را بر عهده می‌گیرد. بنابراین طبیعی است که وی در چاپ انگلیسی مقالات مربوط به دعوای پوزیتیویسم، به این‌که او را جزء جنبشی بدانند که وی آن را بی‌چون و چرا و مکرراً رد کرده بود، شدیداً اعتراض کند.

📚 از کتاب «یورگن هابرماس: نقد در حوزۀ عمومی»، نوشتۀ رابرت هولاب، ترجمۀ حسین بشیریه 📚

@philosophycafe

Comments

Be the first to add a comment