✳️ نام واضح یا غیرواضح؟✅ الن دیب در کتاب پرطرفدار خود به نام «برنامه بازاریابی یک صفحهای» مینویسد:
من درباره انتخاب نام برند با کارآفرینان زیادی صحبت کردهام. در این گفتگوها معمولا طرف مقابلم یک یا چند نام را که برای برندش انتخاب کرده به من میگوید و ضمن توضیح دلایل انتخاب آن نامها، نظرم را میپرسد.
🔸 من بدون توجه به دلایلی که برایم میآورند، فقط و فقط یک نکته را به آنها گوشزد میکنم: اگر بعد از آوردن نام مورد نظرتان باید درباره کسب و کارتان به فرد شنونده توضیح بدهید، از همین الان با اطمینان کامل میگویم برندتان شکست میخورد.
🔹 به عبارت دیگر، اگر نام برند به گونهای است که ماهیت محصول، خدمت یا کسب و کار پشت آن را نمیتواند به شنونده منتقل کند، پس انتخاب خوبی نیست.
🔸 وقتی دلایلم را برای کارآفرینان میگویم، خیلی از آنها به نشانه مخالفت با گفتههایم، سرشان را تکان میدهند و ازم میپرسند، اگر استدلالت درست بود، پس چرا برندهایی مثل اپل، آمازون، گوگل و غیره با این که نامهای انتخابیشان هیچ ربطی به کسب و کارشان ندارد، موفق شدهاند؟
🔹 من در پاسخ به این ابهام ذهنی بسیاری از کارآفرینان و مدیران بازاریابی میگویم: این شرکتها صدها میلیون دلار خرج کمپینهای برندینگشان کردهاند تا نامشان را در ذهن مشتریان هدفشان حک کنند. آیا شما هم این مقدار پول برای طراحی و اجرای کمپینهای برندینگ دارید؟
🔸 در حقیقت، وقتی نام غیرواضحی را برای برند یا محصولمان انتخاب میکنیم، باید کمپینهای برندینگ متعدد و پرهزینهای را اجرا کنید تا مشتریان بالقوهتان تازه متوجه کسب و کارتان بشوند و نام شما را به آن کسب و کار پیوند بزنند، پس در حقیقت دارید پول، انرژی، زمان و آبرویتان را خرج نامی میکنید که نمیدانید آخرش میتوانید آن را در ذهن مشتریان هدفتان حک کنید یا نه.
🔹 در حقیقت، اصلا مهم نیست که نام برندمان چقدر زیبا یا هوشمندانه انتخاب شده است، مهم این است که مشتریان بالقوه هیچ علاقهای به رمزگشایی یک نام زیبا و هوشمندانه ولی بیارتباط با کسب و کارمان ندارند.
🔸 پس به جای انتخاب یک نام زیبا و یکتا، بهتر است نام واضحی را انتخاب کنیم که مجبور نشویم برای توصیف آن میلیونها دلار هزینه کنیم.