‍📚 در کوچه‌باغ #کتاب

جنبش‌های فکری از قبیل رفتارگرایی، مارکسیسم، روان‌کاوی، یا ساختارگرایی، که با عقل و اختیار و انتخاب بشر هم‌چو یک توهم معامله می‌کنند و آن را غیر قابل اعتنا و از نظر علمی بی‌ربط محسوب می‌کنند، به دلیل دیگری این قدر ریشه دوانده و پی‌وپا محکم کرده‌اند: اصل قضیه این است که این تفکرات پاسخی به تقاضاها هستند.

برای خیلی از از مشکلات بدخیم راه حل‌های راحت الحلقوم دارند. کی بدش می‌آید دنیا و مشکلاتش را هم محصولِ بعضی شیطنت‌های ساینس فیکشنی یا اسطوره‌ای - افسانه‌ای بداند و یک شیشه عُمر هم برای غول داستان گیر بیاورد تا بزند زمین و شر قضیه را بکند؟ و این دلیلِ دومِ پاگیر و جاگیرشدنِ آن‌ها و بسا مهم‌تر از دلیل اول، یعنی حرف تازه داشتن، است. فی‌المثل روان‌کاوی قولِ برطرف کردنِ انواع مختلفی از فلاکت‌ها را می‌دهد، چیزی که روان‌شناسی «عقلانی» کلاسیک عُمراً مدعیِ آن نیست. روان‌کاوی قول حکیم و دوایِ روح را می‌دهد و ارنست گلنر (1985) نشان داده است که همین قول یک علت از علت‌های بازارِ داغِ روان‌کاوی را رو می‌کند؛ که حکماً سهم آن بیش از سهمی است که روان‌کاوی در پیشبردِ علمِ شناختِ روان داشته است.

📖 چرا روشنفکران لیبرالیسم را دوست ندارند؟
✍ رِمون بودُن ترجمه مرتضی مردیها

@HosseinGaeeni
@mardihamorteza
#تفکر_پرسشگرانه

Comments

Be the first to add a comment