به بهانه سوم خرداد سالروز فتح خرمشهر

نامه‌ای از طرف فرزند یک جانباز جنگی

«سی و نه سال پیش در چنین روزی پدرم رفت جبهه تا از خاکش و مردم و خانواده‌ش دفاع کنه. سی ماه در عملیات‌های مختلف شرکت داشت، به خانه میومد و دوباره برمی‌گشت جبهه.

آخرین باری که به خونه برگشت اون مردی نبود که رفته بود جبهه؛ یک مجروح جنگی بود که به خاطر موج‌گرفتگی در جنگ، صدمات جبران‌ناپذیری دیده بود.

پدرم هرگز آدم سابق نشد...

مادرم هرگز نگذاشت کسی از درد ما چیزی بفهمه، از نداشته و داشته‌هامون.

بدون سهمیه و بُن و هزارتا کوفت دیگه زندگی کردیم.

مثل همه کنکور دادم و رفتم دانشگاه. برای استخدام هرگز گزینه فرزند جانباز جنگی رو تیک نزدم.

در انتخابات هم شرکت نکردم.

چون یک چیزی رو از همون کودکی فهمیده بودم؛ اینکه جمهوری اسلامی یک زندگی به من و امثال من بدهکاره و محاله بتونه جبرانش کنه.

بعد از این‌همه سال، کارمون به جایی رسیده که برق‌مون رو مفت دادند به همون عراقی که پدر من رو موجی و روانی کرد و حالا روزی پنج ساعت برق‌مون رو قطع می‌کنند.

خاک بر سر ما که اینها دارن به‌مون حکومت می‌کنند.

هرکسی رای بده خیانتکاره.

#نه_به_جمهوری_اسلامی»
@PN_KFP

Comments

Be the first to add a comment