🔴دیدم مطلبی در مورد اعدام به جرم مشروب خوری تو کانالتون گذاشتید و منو یاد خاطره ای بد انداخت ک تا به امروز هم یادش منو ازار میده
اسفند ماه۱۳۹۲ بود ک با نامزدم ب شمال رفتیم در شهر بابلسر مشروب تهیه کردیم و شب جلوی ساحل با نامزدم داشتیم سرو میکردیم ک نیروی انتظامی آمد و ما رو ب طرز بسیار وحشیانه با خودش برد شب بازداشت بودیم من تا صبح التماس کردم ک اجازه استفاده سرویس بهداشتی را بمن بدهند ولی جز فحش و تهمت چیزی نصیبم نشد فردا ک ما رو ب بیدادگاه بردند قاضی ما یک آخوند بود ک من و نامزدم رو با رکیکترین حرفها ازار داد و حتی نگذاشت ما حرف یا دفاعی از خودمان کنیم یا حتی ب خانوادهایمان خبر دهیم ما رو ب حبس و شلاق محکوم کرد.روزی ک ما رو برای اجرای حکم ب اجرای احکام بردند ک شلاق بخوریم کسی ک شلاق میزد با هر کلمه الله چنان بر بدنم تازیانه میزد ک من جوان ۲۲ساله در ضربات آخر از هوش رفتم و....خانمم بعداز شلاق خوردن مریض شد و مجبور شدیم رحم اش را بعداز چندسال مداوا خارج کنند و در حسرت بچه دار شدن تا ب امروز بمانیم و حتی از پرورش گاه بدلیل همین پرونده مشروب خوری نتوانیم بچه ای ب فرزندی قبول کنیم این جانیان بخاطر ی لیوان مشروب خوردن چنان زخمی بر زندگیمان بجا گذاشتن ک هرگز درمانی برآن نیست.

#ارسالی_کانال_آزادی
@PN_KFP

Comments

Be the first to add a comment