✳️ راهبردهای جبران عقبماندگی در صنعتیشدن دیرهنگام ✅ درسهایی از تجربه کرهجنوبی
▫️ با سلام. برای من افتخار بزرگی است که سخنران این نشست باشم. شخصا به بسیاری از مکانها در هند رفتهام و نخستین بار است که در «موسسه مطالعات توسعه صنعتی» حضور پیدا میکنم و میدانم که این موسسه در خصوص مباحث صنعتی تخصص دارد و فکر میکنم باید زودتر اینجا میبودم. عنوان شد که موضوع امروز من در باب جبران عقبماندگی در صنعتیشدن دیرهنگام است که در این زمینه عمدتا از تجربه آسیای شرقی یا ببرهای آسیایی و همچنین از کشورهای دیگر بهره خواهم برد.
▪️اسلاید شماره ۲ ▫️ در باب همپایی و جبران عقبماندگی صحبت میکنیم. اول بگویم که این واژه در ابتدا از مقاله مشهور «آبراموویتز» در سال ۱۹۸۶ به نام «همپایی، پیشتازی و عقب ماندن» نشات گرفته است. این مقاله در باب اقتصادهای اروپایی است که چگونه پس از جنگ جهانی دوم (۱۹۴۵) کاهش شکافهای توسعهای و همپایی میان اقتصادهای اروپایی را ایجاد کنند. حال من این واژه کلیدی را به بستر اقتصادهای جنوب جهانی و کشورهای نوظهور در این عرصه آورده و همپایی را به معنای بستن شکاف میان وضعیت فعلی و وضعیت آرمانی در نظر گرفتهام و لذا در هر سه سطح ملی، بنگاهی و فناوری قابل استفاده است. به نوعی آنچه از این عبارت مراد میکنم، به دلایل صعود و افول ملتها و بنگاهها بازمیگردد.
▪️اسلاید شماره ۳ ▫️ من در کتاب خود در سال ۲۰۱۹ تحت عنوان «هنر همپایی» در باب «همپایی جهشی» نوشتهام که به «مسیرهای انحرافی»، «مسیرهای جهش» و «موانع» پیش رو میپردازد. شاید بپرسید موانع کدامند؟ برای مثال، حفاظت از مالکیت فکری در کشورهای شمال علیه صادرات جنوب یک مانع است. حتی اگر آنگونه که «ها-جون چانگ» میگوید، کشورهای شمال امروز نردبان را از زیر پای ما بکشند، ما میتوانیم با پنجرههای فرصت، یا حرکت بالونی و آنچه من اسم آن را همپایی جهشگونه نامیدهام به مسیر مناسب برسیم. ما به نردبان نیاز نداریم؛ ما باید بالون بگیریم، که همان جهش مد نظر من است. در آن کتاب بر ترسیم این مسیر جهشگونه تمرکز کردم و در خصوص همپایی سه پارادوکس را مد نظر داشتم:
▪️اسلاید شماره ۴ ▫️ ابتدا آنکه قلب فرایند، نوآوری و خلق و آفرینندگی است و برای مشابهشدن (رسیدن به درآمد سرانه کشورهای پیشرفته)، باید متفاوت بود. این امر لزوم ایجاد مسیر نوین یا جهشی تاکید و انحراف از مسیرهای تثبیتشده برای دستیابی به همپایی را در اولویت قرار میدهد. با تقلید از دیگران و طی کردن همان مسیری که آنها قبلا رفتهاند نمیتوان همپای آنها شد و به آنها رسید. برای این منظور من چهار مسیر میانبر را معرفی کردهام: ۱- ترویج نوآوری جزئی از طریق ثبت پتنتهای کوچک و برندهای تجاری، ۲- ورودی به فناوریهای دارای چرخه عمر کوتاه به جای فناوریهای دارای چرخه عمر طولانی و دانش مکتوب، ۳- اتکاء به صادرات با طراحی و برند خود از طریق ایجاد زیرساخت های دانشی داخلی به جای اتکاء به زنجیرههای ارزش جهانی و «الگوی مشارکت بیشتر، سپس کمتر و دوباره بیشتر» و ۴- ارتقاء گروه بنگاههای تحت کنترل خانوادگی (و نه تحت کنترل مدیران حرفهای) و تشویق آنها در مسیر ورود به بازارهای متنوع است. این به معنای آن است که سرانجام باید مسیر جدیدی ایجاد کنید یا واقعا جهش کنید، هرچند با تقلید آغاز میکنید.
▫️ دوم آنکه جاده مستقیم ممکن است دیررس باشد، در حالی که مسیر انحرافی سریعتر است. بزرگراه جاده سریعتری است، اما وقتی ترافیک سنگین است، اصلا نمیتوانید حرکت کنید. اگر انحرافاتی بگیرید که ماشینهای زیادی آنجا نیستند، میتوانید زودتر به هدف برسید، اما نیاز به مهارت یا قابلیت نوآوری و پذیرش ریسک دارید. باید حتما به محدودیت تقاضای جهانی و اشباع بازار در مسیرهای متعارف توجه و از «دام افزونگی» پرهیز کنید. کشورهای در حال توسعه ناگزیر باید از چهار مسیر میانبری که در پارادوکس اول از آنها نام بردیم حرکت کنند؛ چراکه مسیر مستقیم موجود، بسیار پر ترافیک، مملو از رقابت شدید و حتی همراه با ایجاد موانع ورود جدی از سوی کشورهای پیشرفته هستند و بنابراین باید بگوییم که یک مسیر میانبر میتواند سریعتر از یک جاده مستقیم و هموار باشد. كانال قواعدبازی