شعری زیبا و کامل از زنده یاد سعیدی سیرجانی

وطن امروز اسیر دو سه تن بی‌وطن است/
انهدام وطن از نکبت این چند تن است /

این یکی لاشخور و آن دگری جغد سیاه /
این یکی مرده‌خور و آن دگری گورکن است/

آن شده پیش‌نماز چمن دانشگاه /
واقعا قصه‌ی او قصه * خر در چمن * است /

عطش قاضی اسلام بنازم که چنین/
تشنه خون جوان و بچه و مرد و زن است/

حاکم شرع به حیوان عجیبی ماند/
که دمش گاو و تنش خوک و سرش کرگدن است /

هیات حاکم ما هیات خیرات‌خوری ست /
هیات دولت ما هیات زنجیرزن است/

تا که باشد وطنم دست دو تن تعزیه‌خوان/
همه جا قتل حسین یا که عزای حسن است/

روزگاری که وطن غصب کفن‌دزدان است/
عجبی نیست اگر مرده‌ی ما بی‌کفن است/

می‌زند خون جوانان وطن موج هنوز/
این چنین است که لب تشنه و خونین بدن است /

مملکت‌داری از این قوم چه داری تو امید /
که در اندیشه جیب و شکم و خیک تن است/

بر نیاید ز بز و بزمچه خرمن‌کوبی/
کار بر عهده گاو نر و مرد کهن است/

شده هر بی‌خردی صاحب یک دسته قشون/
هر خطا پیشه رئیس دوسه تا انجمن است/

این یکی دشمن شعر و گل و موسیقی و عشق /
آن یکی دشمن ملیت و خصم سنن است/

بلبلان را همه کشتند به فتوای فقیه/
حالیا وقت نواخوانی زاغ و زغن است/

حد شرعی به گل لاله و نرگس زده است/
حاکم شرع که غارتگر دشت و دمن است/

سرزمین گل و بلبل به چه روزی افتاد/
بلبل آن وزغ است و چمن آن لجن است/

مجلس ختم قناریست بیا ای قاری/
که کنون نوبت تو طوطی شکرشکن است /

این چه بوییست که از زیر عبا می‌آید /
که چنین باعث دلسردی مشک ختن است/

داده بودند خبر بت‌شکنی می‌آید/
بت‌شکن آمد و دیدیم که پیمان شکن است/

مذهب مرجع تقلید اگر بی‌وطنی است/
سجده بر خاک وطن مذهب و آئین من است.

شادروان سعیدی سیرجانی در قتل‌های زنجیره‌ای توسط شب‌پرستان بقتل رسید.

روان فرهیخته اش شادباد

Comments

Be the first to add a comment