🖋 اصلاح‌گران دینی [در قرن شانزدهم، در اروپا] به این دیدگاه معتقد بودند که انسان از راه شناخت جهانِ طبیعت می‌تواند به شناخت خداوند دست یابد؛ زیرا خداوند، خود را در عملکردهای طبیعت آشکار ساخته است؛ از این رو، علم، دشمن دین به شمار نمی‌آمد، بلکه بنیانی استوار برای ایمان تلقی می‌شد. از دید آنان، چون «کارهای نیک»، اگر نگوییم دلیل برگزیده شدن برای رستگاری است، دست کم، نشانه‌ای از آن است؛ و نیز از آن‌جا که خداوند را می‌توان از راه «فایده‌گرایی اجتماعی» تمجید نمود، پس علم، امری نیک است؛ چرا که برای کارهای نیک و بهبود اجتماعی، ابزاری کارآمد تلقی می‌شود. آن‌ها برای عقل، ارزش زیادی قائل بودند؛ زیرا خداوند، تنها انسان را برای برخورداری از آن برگزیده است و نیز از کاهلی و بت‌پرستی جلوگیری می‌کند.

📚 از کتاب «علم و نظم اجتماعی»، نوشتۀ برنارد باربر 📚

@philosophycafe

Comments

Be the first to add a comment