نزدیک به ۱۰ سال آزگار است که این پیرانِ بینوا بناست برای ملت، صدای سوم و نقشه راهِ رستگاریِ حتمی درست کنند. بعد از هر جنبش دوره ای، مقداری صدای درهم و مبهم تولید میکنند و دوباره یادشان می افتد که نه گفتمان ایجابی دارند، نه انسجام گروهی و نه سازمان مرکزی. الان هم با شعار "نه به شخص گرایی"، با چراغ موشی پیِ تک چهره ای به اسم بختیار زمانه افتاده اند تا بلکه شبهِ تاریخی از "اسطوره فردی" نجاتشان دهد.
دلیلش هم واضح است. جریان مصطلح به جمهوری خواهی در ایران، یک جریان "شتر،گاو،پلنگ" است که تقریبا تمام انشعاباتش نه بر "ساختن"، که بر "نفی" بنا شده. هویت جمعی اینها جز کینه و ضدیت تاریخی با پادشاهی نیست. اگر عامل پادشاهی را حذف هم کنید، اینها پشت میز صبحانه با خودشان هم نمی توانند بنشینند. ریشه همه این رفتارها از کربلای ۲۸ مرداد تغذیه شده تا امروز. کینهای تلخ و جاودانه نسبت به نهاد پادشاهی، و همزمان عشق قلبی و اساطیری به ۵۷، اینان را در خاطره جمعی خودشان چنان به اوج حسِ "حقانیت" رسانده که دیگر حرف واضح ملت کف خیابان را هم نمی فهمند.
وقتی پای بررسی افراد و گروهها مینشینیم، سردرگمی محض است:
آیا جمهوریخواهان همان هستند که جز پادشاهی، با خود ایران تاریخی هم مشکل دارند؟
چپگراها و قومگرایانی که پشت نقاب "فدرالیسم نژادی" یا " اداره شورایی" میخوابند؟
یا همان اصلاحطلبان و گذارطلبانی که هنوز در بیانیههایشان از "دوران طلایی خمینی"، "جان بیدار" و "میدان ژاله" حرف میزنند؟
یا مجاهدین خلق که راه برون رفت خودش از کمپ زندان گونه و حصار ایدئولوژیک خودش را هم ندارد چه رسد به راه ارائه برون رفت ملت از بحران؟
و جالب اینجاست که حتی رهبر معنوی جریان پادشاهیخواه، مسئولیت این بیرنگی و بیقوامی و بی هویتی جمهوری خواهان را با متانت پذیرفت و پیشاپیش از ادعای تاج خودداری کرد، چهار اصل ساده گذاشت تا شاید خلأ سازمانی و گفتمانی اینها پر شود و پناه و محور حداقلی
فراهم شود تا به صندوق رای برسند.
جمهوریخواهی ایرانی نه میتواند سازمان بسازد، نه گفتمان روشن ارائه دهد، و نه پروژهای برای آینده داشته باشد، چون هویت آن از "نه" ساخته شده، و هر "آری" کوچک را تهدید وجودی میبیند.
رهایشان کنید.
➖➖➖➖ #انقلاب_شیروخورشید
#جاویدشاه
#پاسارگادنیوزKFP
🌐🌐 @PN_KFP