▪️روح در دستگاه
▪️ستگادین | دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۱
«رایانه از شما میخواهد که روی این دکمه کلیک کنید.»
«رایانه فکر میکند شما چیز دیگری خواستهاید.»
«او از دست شما عصبانی است.»
هزاران نسل پیش، ما به سمت یک روش تسخیر و کنترل( hack ) باشکوه تکامل یافتیم. ما با تصور اینکه دیگران هم مثل ما صدای ضعیفی در سر دارند، میتوانیم با خیال راحتتر در جهان حرکت کنیم.
با فرافکنی صدای روایتگرمان بر روی دیگران، از دعواهایی که ممکن بود کشنده باشند، اجتناب کردیم. این یک نوع استفادهی سریع و مختصر ولی قدرتمند از سمبلها است که به ما امکان میدهد از قدرت محدود پردازش مغز برای تعامل در موقعیتهای فرهنگی پیچیده استفاده کنیم.
این روش، خیلی خوب جواب داد و ما شروع کردیم به استفاده از آن در مورد سگها، مارمولکها و حتی آب و هوا. این موقعیتی عالی برای یافتن منشأ تصمیمات بد و خرافات است.
البته حقیقت این است که در سر گربهی شما صدایی وجود ندارد. اما ما همچنان طوری رفتار میکنیم که انگار وجود دارد. حتی آن ابر هم در آسمان، واقعن چهرهای عصبانی در خود ندارد. این خطا آنقدر رایج است که حتی نامی برای آن گذاشتهایم.
Pareidolia گواه این است که این اشتباه، تقریبن یک خطای جهانی است.
و اکنون، چت هوش مصنوعی، عقل سلیم را در این موضوع مورد آزمایش قرار میدهد. ما دقیقن میدانیم که اساس قضیه، کدنویسی است و با این حال، در عرض چند دقیقه، اکثر انسانهای عادی با خوشحالی مشغول گفتگو با هوش مصنوعی میشوند و همان احساساتی را که برای شخص دیگری بروز میدهند، به رایانه هم منتقل میکنند. ما به ندرت این کار را با آسانسور یا دستگیرهی در انجام میدهیم، اما هنگامی که با یک دستگاه بسیار پیچیدهتر مواجه میشویم، تصور میکنیم که این دستگاه، روح دارد.
اگر این کار جواب میدهد، ادامه دهید.
مشکلات زمانی به وجود میآیند که این روش هک، جواب نمیدهد. وقتی شروع به ساختن داستانهایی در مورد قصد و نیت سیستمهای پیچیده میکنیم، دیر یا زود، ما با توطئهها، سوءتفاهمها در مورد سلامت عمومی و فرصتهای ازدسترفته در بازارهای مالی مواجه میشویم.
رفتارهای اضطراری(مانند اقتصاد و رایانه و دنیای طبیعی) آگاهانه رخ نمیدهند.
سخت است بگوییم: «میدانم که دارم یک داستان انسانی میسازم تا پدیدههای سیستمی را توضیح دهم، اما این میانبری است که من استفاده میکنم. آیا فکر میکنید میانبر در اینجا مفید است؟»
.