املای نوشته و نانوشته بزرگترین مزیت کمونیسم این است که به احساسات متوسل میشود. برابری، انصاف و جهانی بدون رنج را وعده میدهد، آرمانهایی چنان اغواکننده که حامیانش میتوانند نیات خوب را با نتایج خوب اشتباه بگیرند.
سرمایهداری وعدهای کمتر رمانتیک میدهد: آزادی، فرصت و رفاه از طریق مبادله داوطلبانه، مسئولیت فردی و حق حفظ آنچه بهدست میآورید.
کمونیسم میخواهد بر اساس آنچه وعده میدهد قضاوت شود. سرمایهداری میخواهد بر اساس آنچه تولید میکند قضاوت شود.
و در همین جا طنز ماجرا نهفته است: سرمایهداری باید دائماً از نقصهای خود دفاع کند، در حالی که کمونیسم اغلب بهخاطر شکستهایش توجیه میشود.
یکی مسئول واقعیت شناخته میشود. دیگری بهعنوان یک آرمان مورد دفاع قرار میگیرد.
بخشی از چپ املای نوشته شده اش را گردن نمی گیرد و بخشی غلط های آن املا را گردن امپریالیسم می اندازد. بخش سوم می گوید اصلاً املای سوسیالیسم تا کنون نوشته نشده و نمی گوید چرا.
و البته بخش تجدیدنظرطلب آن(سوسیال دموکراسی های رفاه)، با عدول از اقتصاد دولتی و صدور انقلاب، بین رفاه و بازار آزاد جمع کرده است.
اما هر سه بخش اول، کوچکترین غلط دنیای آزاد را نمی بخشند و به زور تکرار و غلط گیری و توسل به احساسات می خواهند آن را از چشم بیاندازند و سرنگون کنند و سوسیالیسمی را جایگزین کنند که هیچ مدلی هم برایش ندارند و خود نیز هیچ طرح روشنی برای اجرایش ندارند.