◾فروش ساعت‌های کاری

◾ست‌گادین ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۰



شاید در محل کار، یک دهه است که این سوال پرسیده می‌شود.

آیا رئیس، زمان‌تان را از شما می‌خرد یا بهره‌وری شما را می‌خرد؟

در دوران قبل از صنعتی‌شدن، وقتی در خانه کار می‌کردیم، کارگران به تعداد هر قطعه‌ای که می‌ساختند، پول می‌گرفتند.

با جابجایی ما به کارخانه‌ها، این قضیه تغییر کرد. خیلی از کارگران، ترجیح دادند که یک چک حقوق قابل اعتماد را بطور منظم دریافت کنند و صاحبان کارخانه تصمیم گرفتند که از سرمایه‌گذاری در بهره‌وری و حفظ بهره‌وری در سطح بالا، سود بدست آورند. با ظهور ماشین‌های جدید، حقوق کارگران بیشتر نشد ولی رئیس، پول بیشتری بدست آورد.

امروزه با جا افتادن فرصت‌ها/ تهدیدات دورکاری از خانه، دوباره این سوال برای خیلی کارکنان تحصیل‌کرده مطرح شده است.

برخی از رئیس‌ها، تقاضای بازگشت به اداره را از کارکنان دارند و برخی از مدیران، سال گذشته را به وادارکردنِ افراد برای تحمل جلسات تمام‌نشدنی در zoom گذرانده‌اند. به نظر می‌رسد، بر اساس طرز فکری که می‌خواهد پول را به ازای زمانی که در محل کار صرف می‌کنید پرداخت کند، رئیس می‌خواهد اطمینان حاصل کند که شما وقتی سر کارید، تمام وقت‌تان را صرف کار کرده‌اید. نه اینکه مثلاً مشغول پرستاری از افراد بیمار خانواده‌تان یا هر کار دیگری شده باشید.

ولی با آسان‌ترشدن اندازه‌گیری بهره‌وری و مشارکت و سهولت بیشتر در برون‌سپاری هر کاری که می‌تواند به صورت شفاف توصیف شود، به یک تصمیم‌گیری بی‌بازگشت می‌رسیم:

اگر ما در حال خرید و فروش ساعات کاری هستیم، دقیقاً چه چیزی را اندازه‌گیری می‌کنیم و چطور می‌توانیم کار انجام‌شده را جبران کنیم؟ آیا کارکنان، آمادگی یا پذیرشِ دریافت یک کمیسیون، یک سهم از سود یا یک هزینه به ازای هر قطعه را دارند؟

و اگر ما در حال فروش زمان‌ خود نیستیم و سهم مشارکت‌مان را می‌فروشیم، آیا این‌کار به ترویج فرهنگ خودمحوری دامن نمی‌زند؟

و اگر ما در حال خرید و فروش ساعات کاری هستیم، نحوه‌ی مواجهه‌ی سرمایه‌داری نظارتی(servaillance capitalism) با کارمندانی که نیازمند یک برنامه‌ی کاری منعطف هستند و نیز موضوع اعتمادسازی که لازمه‌ی توسعه‌ی لیدرشدن و مشارکت خلاقانه است، چگونه خواهد بود؟

آیا شما به عنوان رئیس، با این قضیه مشکلی ندارید که یکی از کارمندان‌تان در حوزه‌ی خودش، بهره‌وری را از طریق برخی برون‌سپاری‌ها یا میان‌برهای تکنولوژیکی به وضوح افزایش دهد و هر روز ساعت ۲ بعدازظهر به خانه برود؟

آیا مشکلی نیست اگر شما کارمند دیگری دارید که هر شب تا نصف شب کار می‌کند ولی نمی‌تواند از عهده‌ی کار خودش هم بربیاید؟

نظرتان در مورد یک تیم پنج‌نفره چیست که تصمیم می‌گیرند از شرکت در بسیاری از جلسات، شانه خالی کنند و با تهیه‌ی یک سند مشترک هماهنگ‌شده، زمان اضافی را که به دست می‌آورند، صرف پیاده‌روی یا فکرکردن در مورد پیشرفت‌های بعدی کنند؟

اگر واقعاً تولید مهم است، چه تعداد از افراد تیم می‌دانند که چه مقدار تولید می‌کنند؟ چه می‌شد اگر می‌دانستند؟

نظریه‌ی شرکت(firm) بر اساس دو فرض کلیدی بنا شده بود: کارگران باید نزدیک همدیگر کار می‌کردند و همکاری با افراد خارج از شرکت، بسیار هزینه‌بر بود. ولی دیگر برای بسیاری از کارهای مبتنی بر دانش، این دو فرض کاملاً نادرست‌اند و ما بایستی حتی در مورد اندازه‌ی درست یک شرکت هم تجدید نظر کنیم.

عدم قطعیت در ذات کارخانه و مستخدمینِ آن موج می‌زند. بجای لاف‌زدن درباره‌ی تعداد استخدام‌هایی که یک شرکت دارد، عظمت دفتر اداری کارخانه و تعداد افراد شرکت‌کننده در هر یک از جلسات، احتمالاً عده‌ای از لیدرها شروع به ایجاد بهره‌وری از طریق انجام همان کار با تعداد اندک افراد کرده‌اند.






.

Comments

Be the first to add a comment