یکی از موضوعات جالب دیگری که در فصل 1 کتاب "Effective Psychotherapists" به آن اشاره شده، این است که رواندرمانگران برخلاف جراحان، با گذشت زمان و افزایش تجربه لزوما بهتر نمیشوند. چندین مطالعه این یافته را تایید کردهاند (باج و همکاران، 2013؛ اریکسون و همکاران، 2017؛ نورتون و لیتل، 2014؛ اسمیت و همکاران، 1980؛ تریسی و همکاران، 2014). این موضوع تاملبرانگیز است. چرا رواندرمانگران با وجود سالها تجربه بالینی، لزوما پیشرفت نمیکنند و برخی حتی ممکن است با گذر زمان عملکرد ضعیفتری پیدا کنند؟ شاید دلیلش این باشد که آنها عموما بازخورد معتبر و به موقعی از نتایج کار خود با مراجعان دریافت نمیکنند. یک جراح معمولا بلافاصله در حین و پس از عمل میتواند ببیند که کارش به چه نتیجهای رسیده است. اما رواندرمانگران کمتر از چنین بازخوردهای فوری و ملموسی بهرهمند میشوند. فقدان بازخورد دقیق باعث میشود که عادات و سبکهای نامناسب درمانگری بدون اصلاح باقی بمانند و طی سالها تکرار شوند. حتی ممکن است با گذر زمان برخی از مهارتهای درمانی رواندرمانگران تحلیل برود. از طرفی بدون دانستن اینکه چه مداخلاتی واقعا به نفع مراجع بوده، ممکن است روشهای ناکارآمد همچنان تکرار شوند. پس برای اینکه رواندرمانگران بتوانند همواره در مسیر ارتقای خود گام بردارند، لازم است که از سیستمهایی برای دریافت بازخوردهای منظم و معتبر از نتایج مداخلاتشان بهره بگیرند. علاوه بر آن، خود رواندرمانگران هم میتوانند با مرور دقیق و تامل در جلسات درمان، نظارت بر یکدیگر، دریافت سوپرویژن، و تمرین عامدانه مهارتهای اختصاصی، فرآیند توسعه مداوم حرفهای خود را تسهیل کنند. رشد حرفهای یک رواندرمانگر اتفاقی رخ نمیدهد و نیازمند توجه و تلاش آگاهانه است. #رواندرمانی #اثربخشیدرمانگر #مهارتهایبینفردی #تمرین_عامدانه