مراسم وداع پدر جاوید نام #پوریا_جهانگیری اهل شهرضا با پسرش . مراسم با ساز چپی (وارونه)برگزار شد. این نوع عزاداری یکی از رسومات سوزناک ایلات لر و قشقایی برای وداع با عزیزان از دست رفته است . توضیحاتی در مورد این گونه سوگواری :
۱. در فرهنگ ایل قشقایی (کرنا و نقاره) در ایل قشقایی، ساز و نقاره معمولاً نماد شادی، جشن و عروسی است. اما وقتی یک جوان، یک بزرگ ایل یا یک قهرمان از دنیا میرود، نوازندگان (توشمالها یا چنگیها) از تکنیک «چپریخت» استفاده میکنند: نواختن آهنگ «چپی»: ریتم و ملودی که در عروسیها نواخته میشود، تغییر میکند. نوازنده با معکوس کردن ضربآهنگ و تغییر ملودی به حالتی حزین و سنگین، اعلام عزای عمومی میکند. وارونه کردن فیزیکی: در موارد بسیار خاص و سنتی، گاهی به نشانه اینکه «چرخ فلک وارونه چرخیده» یا «دنیا برای ما تمام شده»، نقارهها را وارونه روی زمین میگذارند یا بر پشت آنها میکوبند تا صدایی بم، خفه و سوگوارانه ایجاد شود.
۲. در فرهنگ لرستان و بختیاری (ساز و دهل) در میان لرها، این مفهوم بیشتر با نام «چَمَری» یا آهنگ مرگ شناخته میشود. هرچند کلمه «وارونه» ممکن است به شکل نواختن اشاره داشته باشد، اما معنای عمیقتری در رفتار با آلات موسیقی دارد: سیاهپوش کردن ساز: در مراسم عزاداری (پُرس)، بدنه ساز و دهل را با پارچههای سیاه میپوشانند. وارونه زدن دهل: نوازنده دهل (توشمال)، به جای زدن ریتمهای رقص (دوپا یا سه پا)، چوب دهل را با ریتمی بسیار کند و سنگین بر پوست میکوبد. در برخی مناطق، ضربه زدن به بدنه چوبی دهل به جای پوست آن، نوعی «وارونهنوازی» برای نشان دادن فاجعه و مرگ ناگهانی است. گل گرفتن ساز: گاهی به نشانه عزا، بر دهانه ساز یا بدنه نقاره و دهل گل میمالند که نماد عمیقترین سطح سوگواری در فرهنگ لری است. چرا «وارونه»؟ (فلسفه آیین) استفاده از واژه وارونه در این مراسمها به سه دلیل اصلی است: تغییر وضعیت: نشان میدهد که نظم طبیعی زندگی با مرگ آن شخص به هم ریخته است (شادی به غم تبدیل شده). اطلاعرسانی: در کوهستان و دشت، صدای ساز تا دوردستها میرود. ایل با شنیدن ریتم «چپ»، بدون نیاز به کلام میفهمد که مصیبتی رخ داده است. وداع آخر: این موسیقی همراه با رقصِ عزا (کُتل یا کِتل) اجرا میشود که در آن اسب شخص متوفی را هم «وارونه» زین میکنند (زین و برگ را برعکس میبندند).