🗯 توی خوابگاه، من یه هم‌اتاقی دارم که اهل کرمانشاهه؛ قوم لَک. میگه اونجا اینطوری نیست که همه شیعه باشن، پیروان مذاهب و ادیان دیگه هم هستن. نکتۀ جالبش هم اینه که اینطوری نیست که اینا محله محله باشن؛ مثلاً اینطور نیست که پیروان مذهب «الف» تو یه محله زندگی کنن، پیروان مذهب «ب» تو محلۀ دیگه‌ای و همینطور تا آخر. خودش میگه اینا که شیعه‌ان؛ خونۀ روبه‌روییشون اهل سنتن؛ خونۀ بغلیشون اهل حق‌ن؛ و خانواده‌ای هم میشناسه که خونه‌شون دوتا کوچه با خونۀ اینا فاصله داره و اونا یهودی‌ان. البته تو این شهر ارمنی‌ها هم هستن. اینا هر کدوم مراسم‌های خاص خودشون رو اجرا میکنن که البته شیعیان تو این زمینه گویی آزادی بیشتری دارن و میتونن بعضی از مراسم‌های خودشون رو به کوچه و خیابون هم بکشونن.

🗯 یه هم‌اتاقی دیگه دارم که لُره، اهل یاسوج. کلیپی از مراسم عروسیشون رو بهم نشون داد که برای خودش سنتیه اونجا. تو کلیپ دیدم که حدودا پونزده تا بیست تا مرد، دست همو گرفتن و حلقه تشکیل دادن، میگردن و پاهاشون رو به حالت رقص تکون میدن. دور این حلقه، یه حلقۀ بزرگتری هست که زنها دست همو گرفتن و با لباس‌های رنگارنگ، اونا هم می‌رقصن، البته با حالتی آروم‌تر از مردها. دوباره دور این زنها هم یه حلقۀ دیگه بود که مردها بودن. یه چیز دیگه هم که این هم‌اتاقی میگه، اینه که پیرزن‌های اونجا تعریف میکنن که قدیما خیلی مرسوم بوده که زنهای اونجا «زلف می‌بستن». یعنی بخش‌هایی از موی خودشون رو با حالت خاصی می‌بستن و بیرون از روسری میذاشتن.

🗯 وقتی با این دو نفر صحبت میکنم، کلی از رسم و رسوم محل زندگیشون رو میگن که برام جالبه. دوتا نکته به ذهنم میرسه. برخلاف اون تصوری که معتقده "در جهان سنتی، افراد و گروه‌هایی که عقاید مختلف داشتن، در حال دریدن هم بودن و همدیگه‌ رو تیکه تیکه می‌کردن و دائم در جنگ با هم بودن تا این‌که مدرنیته ظهور کرد و ما با دموکراسی و حقوق بشر و عقلانیت آشنا شدیم و یاد گرفتیم که همدیگه رو تحمل کنیم"؛ مناطقی وجود دارن که افراد از قدیم بلد بودن چطوری با عقاید و مناسک متفاوت در کنار هم زندگی کنن.


🗯 نکتۀ دوم این‌که سنت «ما»، فقط فقه نیست؛ فربه‌تر از فقه هست. وقتی از سنت صحبت می‌کنیم، باید حواسمون به این سنت‌های قومیتی هم باشه که ممکنه برخی جاها با فقه در تضاد باشن. توی این سنت‌ها، انواع رقص‌ها، موسیقی‌ها، لباس‌های گوناگون و رنگارنگ، اختلاط‌ها و ... دیده میشه که از غرب نیومدن، تهاجم فرهنگی نیستن، فریب استکبار جهانی نیستن؛ اینها جزو سنت ما هستن؛ سنت‌هایی که سابقۀ کمی هم ندارن. شناخت و توجه به این سنت‌ها، احتمالاً برداشت ما رو از مفاهیمی مثل «ما» و «سنت» عوض می‌کنه.

✅ نقد و نظر: @Ali_soltanzadeh

@philosophycafe

Comments

Be the first to add a comment