در باب دولت بزرگ

دیدم که در این سو و آن سو زیاد بحث می شود که مصرف دولتی نسبت به تولید ناخالص داخلی (جی دی پی) در ایران پایین است و دولت ایران را نمی توان بزرگ تلقی کرد، ذکر چند ملاحظه رواست:

۱. مصرف کالای نهایی دولت که در فرمول های اهالی اقتصاد با جی (G) نشان داده می شود با مخارج دولت (public spending) تفاوت دارد، این دومی علاوه بر مصرف نهایی, سرمایه گذاری ها و پرداخت های انتقالی (که در محاسبه تولید ناخالص به کار نمی رود) را هم شامل می شود. اگر مصرف کالای نهایی دولت را نسبت به کل مصرف کالای نهایی بسنجیم شاید تصویر بهتری داشته باشیم.

۲. از کالای نهایی که بگذریم در به کارگیری کالای واسطه ای (سرمایه گذاری) دولت نقش عمده ای در اقتصاد دارد و بنا به آمار در حدود ۶۰ درصد کل سرمایه گذاری ها را دولت انجام می دهد.

۳. سهم بخش های خصولتی (به بیان اهالی فرنگ Quango) و بسیاری سازمان های عمومی در نظر گرفته نمی شود.

۴. ارقام خارج از بودجه که زمانی تا بیش از ۷۰ درصد بودجه برآورد می شد دیده نمی شود.

۵. کیفیت داده ها در همه جا و به ویژه در کشورهایی مثل ما اما و اگر بسیار دارد، به قول دوستی فرزانه، داده و آمار شبیه سوسیس کالباس است بدانید چطور آن را عمل می آورند امکان ندارد استفاده کنید!

۶. میزان تملک عمومی (دولتی) دارایی ها در نظر گرفته نمی شود، جالب است بدانیم از ارزش کلی آنها در ایران فقط یک برآورد ۱۸ هزار ه.م.ت داریم، توان ثروت افزایی بالفعل و بالقوه آنها بماند.

۷. مخارج دولت با سطح درآمد دولت ها همبستگی مستقیم دارد، کشورهای با درآمد بالاتر، مخارج دولتی بالاتری چه کل و چه سرانه دارند، مقایسه ایران باید با کشورهایی همتراز خودش (درآمد متوسط و پایین) صورت گیرد نه کشورهای اسکاندیناوی.


دقت در محاسبه فرمول های پیچیده تولید ناخالص ملی و مخارج دولت به ویژه بحث درآمدهای انتسابی (imputations) یحتمل بتواند تصویر دقیق تری از اوضاع بدهد، والله اعلم.

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel

7 comments

علاوه بر موارد فوق، نکات زیر نیز حائز اهمیت است:
اول آنکه در کشورهای اروپایی، به خصوص کشورهای اسکاندیناوی، اکثر مخارج دولتی در بخش خدمات (آموزشی، درمانی، امنیتی) است. در ایران قسمت عمده مخارج دولت صرف بوروکراسی‌های حجیم و ارگانها و نهادهای بیفایده‌ می‌شود و قسمت زیادی از این مخارج صرف قسمتهایی می‌شود که کارشان سنگ‌اندازی و مانع‌تراشی جلوی فعالین اقتصادی است.
۲- مقیاس و اندازه! مقیاس و اندازه! آن چه در کشوری مثل دانمارک با ۵ میلیون جمعیت و مساحت کمتر از نصف استان اصفهان جواب می‌دهد در ایران جواب نخواهد داد. به علاوه، چگونگی خرج مخارج دولتی در کشورهای اسکاندیناوی یا سوئیس بیشتر در سطح محلی و شهری در موردش تصمیم‌گیری و اجرا می‌شود. در سیستم لوکال، به خصوص وقتی شهروندان نظارت کافی اعمال کنند، پولها خیلی کمتر حیف و میل می‌شود.
آنها اگرجمع بودجه عمومی و بودجه شرکت ها را حساب کنند به عدد معقول تری خواهند رسید
هادی
من به عنوان کسی که از اقتصاد کم می دانم احساس می کنم با اقناع روانی و نه مشاهده و استدلال در حال اثبات نظریات خودتان هستید این هم مدرکش : https://t.me/BehavioralEconomicsAndFinance/1287

آیا درست فکر می کنم؟من گیج شدم....
هادی
من به عنوان کسی که از اقتصاد کم می دانم احساس می کنم با اقناع روانی و نه مشاهده و استدلال در حال اثبات نظریات خودتان هستید این هم مدرکش : https://t.me/BehavioralEconomicsAndFinance/1287 آیا درست فکر می کنم؟من گیج شدم....
مطلقا، دوست عزیز ما جناب نصر این نوشته را بسیار بی مبالات و بدون توجه به مبانی فلسفه علم و آشنایی با روش شناسی مکتب اتریش نوشته اند در جایی دیگر هم به این نوشته بد ایشان نقد کردم. همه این موارد از جنس استدلال است که می شود به بحث گذاشت
هادی
اگر امکانش هست لطفا اون نقد رو در اختیار بنده بگذارید.من مشتاق دانستنم.متشکرم
هادی
اگر امکانش هست لطفا اون نقد رو در اختیار بنده بگذارید.من مشتاق دانستنم.متشکرم
در گروهی دیگر بود:

درود
آقا سست تر از این نمی شد نوشت، با کمال احترام این طور بشارت دوره جدید دادن بیشتر از عالمانه عوامانه است، چند قرنی هست که رویکرد آزمایشی شناخته شده است، تمام پیشینیان ما به فکرشان نرسیده بود "علم اقتصاد" را بر مبنای آزمایش به پا کنند؟ این همه کتاب فلسفه علم در نقد رویکردهایی از این دست نوشته شده است فقط با نوبل فهمیدیم باید رفت سراغ آزمایش؟
Amir Hossein KhaleQi
در گروهی دیگر بود: درود آقا سست تر از این نمی شد نوشت، با کمال احترام این طور بشارت دوره جدید دادن بیشتر از عالمانه عوامانه است، چند قرنی هست که رویکرد آزمایشی شناخته شده است، تمام پیشینیان ما به فکرشان نرسیده بود "علم اقتصاد" را بر مبنای آزمایش به پا کنند؟ این همه کتاب فلسفه علم در نقد رویکردهایی از این دست نوشته شده است فقط با نوبل فهمیدیم باید رفت سراغ آزمایش؟
این نگاه اتریشی به اقتصاد است

Economic laws are synthetic a priori reasoning. One cannot falsify such laws empirically because they are true in themselves. As such, the fundamental economic laws do not require empirical verification. Reference to empirical facts serve merely as illustrative examples, they are not statements of principles. One can ignore and violate the fundamental laws of economics but one cannot change them. Those societies fare best where people and government recognize and respect these fundamental economic laws and use them to their advantage.