سلام توانا من از خرمآباد_لرستان پیام میدم.
من ۲۵ م بیرون بودم. صادقانه بگم ذوق داشتم که چه خوبه که همهمون تو همه شهرها هماهنگ بودیم.
دقیقا از مسیری که حرکت کردم ماشینا تمام چهارراهها و میدونا رو بسته بودن
همه در نهایتِ سکوت و آرامش بدون خشونت چون میدونستن خشونت امتیاز میده به حکومت
پلیسها هم بودن اما هیچکدوم کاری نکردن؛ فقط تماشا میکردن. همه چیز در نهایتِ صلح بود.
حتی تظاهرات و گردهماییها هم با صحبتهای آگاهکننده همراه بود؛ مثلا همه نشسته بودن وسط خیابون یکی حرف میزد اگ موافق بودن تایید میکردن اگ مخالف بودن بلند میشدن و از موضع خودشون صحبت میکردن.
بعضیها تو بعضی میادین، مثل میدون امام، کفنپوش اومده بودن که بگن چیزی برای از دست دادن ندارن.
یه جاهایی هم مثل چهارراه بیمارستان معترضها وسط چهار راه نشسته بودن و عقایدشون رو با همدیگه به اشتراک میذاشتن
همه چیز در صلح بود تا ساعت ۱/۵ _۲ بعداظهر که خبر گرفتم مامورای حکومتی خشونت رو شروع کردن. بعد کشتار بود و صدای گلوله.
روز بعدش شهرو انکار بذر مرده پاشیده بودن. انگار حکومت نظامی بود نه آدمی تو شهر بود نه ماشینی. انگار همه محو و ناپدید شده بودن.انگار همه رفته بودن کوچ کرده بودن. صحنه غمانگیزی بود.
روزهای بعد هم مامورا مغازه به مغازه شهر رو میگشتن که ببینن کی تو تظاهراتها بوده.
آدم مستاصل میشه ک توی همچین موقعیتهایی واقعا چکار باید بکنه؟
من بهشخصه نمیدونم باید چکار کنم
آیا باید برم از اون مامورا توضیح بخوام که چرا دارن اینکارو میکنن ؟ ب چ جرمی؟ یا مثلِ ی جنازه ی متحرک ببینم و دم نزنم؟
روزهای بدیه
و حسهای بد
اینکه نمیدونی باید چکار کنی از همه بدتره
در اون مناطقی ک کشته دادن شنیدم از هر ۱۰ تا خونه ۹ تاش بازداشتی داشته.
توانا صدای ما باش
من حاضرم به شخصه بهای تغییر رو بپردازم؛ هر چی که باشه
شاید آزادی به من نرسه ولی حداقل در ذلت و ترس زندگی نخواهم کرد
ارسالی از همراهان توانا از خرمآباد.
#اعتراضات_سراسری
#آبان۹۸
@Tavaana_TavaanaTech
T.me/pakdini