یکی از ویژگیهای چپهای پستمدرن استفاده از گفتمانهای متناقض به عنوان راهبردی سیاسی است:
۱) هر حقیقتی را نسبی میدانند اما از طرفی معتقدند هر چه خود میگویند عین حقیقت است!
۲) تکنولوژی را ویرانگر میدانند ولی از سویی معتقدند عادلانه نیست برخی تکنولوژی بیشتری داشته باشند!
۳) پرچم فمینیسم و دفاع از حقوق زنان را در دست گرفتهاند، اما به بهانهٔ نسبیگرایی فرهنگی، آشکارترین ظلمها را در حق زنان سایر فرهنگها روا میدانند!
۴) از سویی معتقدند همهی فرهنگها به طور برابر شایستهی احترامند، اما از طرف دیگر فرهنگ غربی را منحصرا ویرانگر و منحط میدانند!
۵) دستاوردهای روشنگری همچون خردباوری را نقابی برای برنامههای سرکوبگرانهی سیاسی میدانند، اما فراموش میکنند که از سوسیالیسم در بخش اعظم پیشینهی فکری آن بر اساس خرد مدرنیستی دفاع شده و مارکس از آن تحت عنوان سوسیالیسم علمی یاد میکند.
۶) از آزادی بیان دفاع میکنند و معتقدند باید حق داشته باشند آزادانه دستاوردهای نظام سرمایهداری را به چالش بکشند، اما از طرفی یک پلیس زبانی به نام نزاکت سیاسی (Political Correctness) ساختهاند تا کوچکترین نقدهای مربوط به خود را که باب طبعشان نیست، به این بهانه سرکوب کنند!
Ali Pezeshki_________@ajibzad