🔎هانا آرنت میگوید در قرن نوزدهم حقوق بشر از دست رفت زیرا این حقوق از هویت سیاسی منفک شد تجربه شخصی خود او که عملاً شهروند هیچ جایی نبود در نتیجه حقوقی هم نداشت
او را به این نتیجه رساند که برای کسانی که هویت سیاسی ندارند حقوق بشری هم متصور نیست.
انسانها صرفاً به دلیل انسان بودنشان برابر نیستند در واقع آرنت میگوید وقتی کل آن چه کسی دارد صرفاً همین انسان بودنش است
دیگران مشکل می توانند او را انسان به حساب آورند
در دوران معاصر آنهایی که در خیابان زندگی میکنند مثال بارزی از این تحلیل او هستند
افراد خیابانی چیزی جز همین انسان بودنشان ندارند و نه جایی برای زیستن.
شاید به نظر بیاید که همین صرف انسان بودن آنها قاعدتاً باید شفقت عمیق دیگران را برانگیزد اما چنین نیست
بر عکس صرف انسان بودن آنها کار را برای دیگران مشکل میکند که آنها را به چشم انسان بنگرند..(پاتریشیا آلتنبرند جانسون)
=================================
📚هانا آرنت است که میگوید:
«تفکر ایدئولوژیک هرگونه رابطه ای را با واقعیت از میان می برد و انسانها توانایی تجربه و تفکر را از دست می دهند»
«سلطه تمامیت خواهانه نیز، مانند جباریت، وسیله نابود سازی خود را به همراه خواهد داشت.»
📍وقتی که یک حکومت ایدئولوژیک می شود و تمام امور داخلی و خارجی خود را تنها و تنها بر پایه ایدئولوژی هایش به پیش می برد هم در داخل با خواسته های واقعی مردم خود قطع ارتباط کرده و دچار گسست می شود و هم در دنیای پیرامون با کشور های منطقه ای و فرا منطقه ای به طور دائم دچار درگیری و چالشی پایان ناپذیر می گردد، بطوریکه اجبارا بخش عمده ای از منابع انسانی و طبیعی خود را که می بایست صرف توسعه پایدار کشور شود، صرف تحقق آرمان های دست نایافتنی اش می سازد و دست آخر در انتهای این روند فرسایشی یا مجبور به تغییر رویکرد می گردد و یا از هم فرو می پاشد.
@cafe_andishe95