.
کلمات،
لبانم را گِز گِز می‌کنند
و من صبورانه
تاب میاورم نگفتنشان را
چقدر آه نکشیده،
چقدر بغض فرو خورده
چقدر دلتنگی
چقدر حرف نگفته
مانده است بر دل...
امشب هوا گرم بود
مثل جنوب.
یاد تو افتادم؛
تویی که از جنس گرمایی.
مثل جنوب:
زیبا، صبور، مهربان و محجوبی
چشمانت:
مثل شرجی جنوب، نمناک؛
کلامت:
مثل داغی ماسه‌های ساحل، نافذ؛
و قلبت:
مثل دریا، بزرگ...
دلم تنگ است...
برگرد
"کافه‌ها هم دلتنگند،
چه رسد به آدمیان"
بهاره قادری
یکم مرداد ۱۳۹۸
@enhenayevaght

Comments

Be the first to add a comment