🖋 روان‌پزشکان بسیاری در حوزۀ الهیات مداخله می‌کنند، همچنان که دین‌شناسان بسیاری هم در روان‌پزشکی مداخله می‌کنند. ... به هر حال به نظر من روان‌پزشکان باید جلوی وسوسۀ خود را بگیرند و از مداخله در کار الهیات خودداری کنند. بارها از من پرسیده‌اند "جایگاه لطف الهی در معنا درمانی کجاست؟" پاسخ من این است که پزشکی که نسخه می‌نویسد یا دست به عمل جراحی می‌زند باید در نهایت دقت چنین کند، اما نباید لطف الهی را به بازی بگیرد. پزشک در کاری که انجام می‌دهد، هر قدر بیشتر دقت به خرج دهد، و هر قدر کمتر به لطف خدا توجه کند، وسیلۀ بهتری خواهد بود برای انجام مقاصد الهی.
معنا درمانی مانعی بین روان‌درمانی و مذهب ایجاد نمی‌کند، اما راه را برای مذهب باز گذاشته و به خود بیمار واگذار می‌کند که از این گذرگاه عبور کند یا نه.

🖋 این بیمار است که باید پی ببرد نسبت به انسانیت، جامعه، وجدان و خداوند مسئول است. و بستگی به بیمار دارد که دریابد برای چه مسئول بوده و مسئول چه چیز و چه کسی است.
بسیاری از نویسندگان حوزۀ معنا درمانی معتقدند که این تکنیک با مذهب سازگار است. به هر حال معنا درمانی، روان‌درمانی یک پروتستان، کاتولیک یا یهودی نیست. روان‌درمانی مذهبی به معنای درست آن به علت اختلاف اساسی بین روان‌درمانی و مذهب، که اختلافی بُعدی است غیرقابل تصور است. ... اهداف این دو متفاوتند. روان‌درمانی هدفش سلامت روانی است، و مذهب هدفش رستگاری است. همان‌طور که هاوارد چندلر رابینز می‌نویسد "اگر نیایش فقط برای آرامش ذهن باشد، کار نمی‌کند. ما سرودهای نیایش را به امید معالجۀ بی‌خوابی یا رهایی از سوءهاضمۀ مزمن نمی‌خوانیم، بلکه آن را برای ستایش جلال خداوند می‌خوانیم."

📚 از کتاب «معنا درمانی»، نوشتۀ ویکتور فرانکل 📚

@philosophycafe

Comments

Be the first to add a comment