This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شبح داروغه ناتینگهام!

بزرگوار طوری در مورد اموال مردم چرتکه می اندازد که انگار هرچه دارند از برکت وجود دولت است و می شود به این سادگی حق مالکیت مردم را نقض کرد! گویا که با تقسیم مایملک مردم به مولد و نامولد می شود هر طور بخواهیم با آنها تا کنیم و اموال آنها را غارت کنیم.

مراقب این پروپاگاندای مالیات(پزشکان، هنرمندان، سه دهک بالا و ...) باشیم که راه را برای حمله به حق مالکیت (طبیعی ترین حق انسان ها و مبنای تمدن بشری) باز می کند، فریب کاری دولتی ها و عمله و اکره آنها تمامی ندارد، برای آنکه در یابیم چطور گام به گام به بهانه های در ظاهر موجه آزادی مان را به یغما می برند، شاید باید همه آن کتاب مهم حضرت، یعنی راه بردگی، را بخوانند، والله اعلم.

http://bit.ly/2ZvMwjY

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@Rahbordchannel

7 comments

ببینید بزرگوار، مسئله ساده‌س : اگر فردی به پشتوانهٔ نیروی کار و نظام حقوقی و زیرساخت‌هایی که توسط منابع آحاد جامعه تامین شده به درآمد کلانی برسه و حاضر به پرداخت سهمش در تامین این زیرساختارها (که به ثروتمندشدنش یاری رسونده) نباشه عملاً از باقی افراد داره "سواری مجانی" می‌گیره. سه دهک بالا هم از این مسئله مستثنی نیستن و اتفاقاً غالب کسانی که زورشو دارن از پرداخت مالیات فرار کنن همین دهک‌های بالا هستن. واقعاً در منطق لیبرتارینیسم دفاع از سواری‌کنندگان مجانی نشانه‌ی آزادی‌خواهیه؟! "اموال مردم" با اموال اون سه دهک کاملاً متفاوته. منطقی نیست توده مردم مالیاتشونو بپردازن و از لیبرتارین‌ها صدایی در نیاد اما تا بیایم سراغ دهک‌های بالا یکدفعه داد وامالکیتا سر بدن. به خوبی میدونید همون کسی هم که راه بردگی رو نوشته خودش طرفدار مالیات‌ستانی و دولت رفاه بود و از قضا توسط لیبرتارین‌ها تکفیر شد. لیبرتارینیسم تصور میکنه چون مالیات "به زور" گرفته میشه پس دزدیه اما مسئله پیچیده‌تر از این حرفاس. مالکیت در خلأ شکل نمیگیره و در خلأ دوام نمیاره. این دولته که حد و حدود مالکیت افراد رو مشخص و تضمین میکنه و افراد متناسب با مالکیتی که بر دارایی‌های اقتصادی (نیروی کار و منابع طبیعت و کالاهای سرمایه‌ای و..) دارن سهمشون از درآمد ملی (درآمدی که توسط همکاری اجتماعیِ تمامی آحاد جامعه ایجاد شده) مشخص میشه. طبعاً کسانی که مالکیت کالاهای سرمایه‌ای رو در اختیار دارن توان چانه‌زنی بسیار بیشتری در سهم‌بری از این درآمد "ملی" دارن. اگر لیبرتارین‌ها معتقدند مالیات‌ستانی از ثروتمندانی که به پشتوانهٔ آحاد جامعه ثروتمند شدند دزدیه پس باید چانه‌زنی دسته‌جمعی کارگران که کارفرمارو "وادار" به افزایش دستمزد و بهبود محیط کار و.. میکنه رو هم نوعی روش سرقت (!) اعلام کنن، چون اینجا هم از جبر و اجبار استفاده شده. بازم تأکید می‌کنم ثروتمندان رابینسون کروزوئه نیستند که در یک جزیرهٔ ایزوله‌شده نیروی کارشون رو با منابع طبیعت ترکیب و فرآورده‌ای رو برای خودشون حاصل کنن. این تصور از مالکیت اشتباس و ارتباطی با جهانی که در اون زندگی میکنیم نداره. نکته دیگه اینکه دولتی که انگیزه و توانایی مالیات‌ستانی نداره دائماً با کسری بودجه روبرو میشه و برای جبران کسری ناچار میشه پول چاپ کنه، اونوقت دوباره داد نقض حقوق مالکیت از لیبرتارین‌ها بلند میشه. نوش‌داروی کسر بودجه همیشه کاهش مخارج نیست (اونم با این دولت کم‌خرج) وگرنه باید مخارج امنیتی و دفاعی و قضایی‌مون رو هم از بین ببریم که از قضا مالکیت همون سه دهک بالارو به خطر میندازه.
والله اعلم
آب از سر گذشت چه یه وجب چا صد وجب
دیگی که برای من نمیشه بزار سر ....
بردگی چرا فقط برای اقشار پایین باشه
ضرب المثل ها گویا هستند ،چه وطن ها سوخته در تبعیض و تفرقه.
ایران همیشه ظرفیت تبعیض رو داشته ،
پس مزدک زنان و
اموال راتقسیم کرد...
چاره؟
این دلیل نمیشه مرتب بگیم چرا اینطور گفت؟
چاره ای نمونده برای همین بیچاره داره این حرف رو میزنه.
اقلیتی خودشون رو فراقانونی می دونن و مدافعانش این وضع هم ،یکی خواهد بود مثل پسر اون سفیر
Sakai San 境井仁 🎌
ببینید بزرگوار، مسئله ساده‌س : اگر فردی به پشتوانهٔ نیروی کار و نظام حقوقی و زیرساخت‌هایی که توسط منابع آحاد جامعه تامین شده به درآمد کلانی برسه و حاضر به پرداخت سهمش در تامین این زیرساختارها (که به ثروتمندشدنش یاری رسونده) نباشه عملاً از باقی افراد داره "سواری مجانی" می‌گیره. سه دهک بالا هم از این مسئله مستثنی نیستن و اتفاقاً غالب کسانی که زورشو دارن از پرداخت مالیات فرار کنن همین دهک‌های بالا هستن. واقعاً در منطق لیبرتارینیسم دفاع از سواری‌کنندگان مجانی نشانه‌ی آزادی‌خواهیه؟! "اموال مردم" با اموال اون سه دهک کاملاً متفاوته. منطقی نیست توده مردم مالیاتشونو بپردازن و از لیبرتارین‌ها صدایی در نیاد اما تا بیایم سراغ دهک‌های بالا یکدفعه داد وامالکیتا سر بدن. به خوبی میدونید همون کسی هم که راه بردگی رو نوشته خودش طرفدار مالیات‌ستانی و دولت رفاه بود و از قضا توسط لیبرتارین‌ها تکفیر شد. لیبرتارینیسم تصور میکنه چون مالیات "به زور" گرفته میشه پس دزدیه اما مسئله پیچیده‌تر از این حرفاس. مالکیت در خلأ شکل نمیگیره و در خلأ دوام نمیاره. این دولته که حد و حدود مالکیت افراد رو مشخص و تضمین میکنه و افراد متناسب با مالکیتی که بر دارایی‌های اقتصادی (نیروی کار و منابع طبیعت و کالاهای سرمایه‌ای و..) دارن سهمشون از درآمد ملی (درآمدی که توسط همکاری اجتماعیِ تمامی آحاد جامعه ایجاد شده) مشخص میشه. طبعاً کسانی که مالکیت کالاهای سرمایه‌ای رو در اختیار دارن توان چانه‌زنی بسیار بیشتری در سهم‌بری از این درآمد "ملی" دارن. اگر لیبرتارین‌ها معتقدند مالیات‌ستانی از ثروتمندانی که به پشتوانهٔ آحاد جامعه ثروتمند شدند دزدیه پس باید چانه‌زنی دسته‌جمعی کارگران که کارفرمارو "وادار" به افزایش دستمزد و بهبود محیط کار و.. میکنه رو هم نوعی روش سرقت (!) اعلام کنن، چون اینجا هم از جبر و اجبار استفاده شده. بازم تأکید می‌کنم ثروتمندان رابینسون کروزوئه نیستند که در یک جزیرهٔ ایزوله‌شده نیروی کارشون رو با منابع طبیعت ترکیب و فرآورده‌ای رو برای خودشون حاصل کنن. این تصور از مالکیت اشتباس و ارتباطی با جهانی که در اون زندگی میکنیم نداره. نکته دیگه اینکه دولتی که انگیزه و توانایی مالیات‌ستانی نداره دائماً با کسری بودجه روبرو میشه و برای جبران کسری ناچار میشه پول چاپ کنه، اونوقت دوباره داد نقض حقوق مالکیت از لیبرتارین‌ها بلند میشه. نوش‌داروی کسر بودجه همیشه کاهش مخارج نیست (اونم با این دولت کم‌خرج) وگرنه باید مخارج امنیتی و دفاعی و قضایی‌مون رو هم از بین ببریم که از قضا مالکیت همون سه دهک بالارو به خطر میندازه. والله اعلم
مثل اینکه تو باغ نیستی ! اینکه بنگاهی به زور اسلحه انحصار تولید نون رو در اختیار بگیره و شما رو مجبور به خریدن و خوردن نون کپک زده خودش بکنه و قیمتشم به زور به دلخواه خودش مثلا صد هزار تومن تعیین کنه و هروقت بخواد عوضش کنه و هرکسی نده مجازاتش کنه قطعا دزدیه کم چرت بگو
Razzagh
مثل اینکه تو باغ نیستی ! اینکه بنگاهی به زور اسلحه انحصار تولید نون رو در اختیار بگیره و شما رو مجبور به خریدن و خوردن نون کپک زده خودش بکنه و قیمتشم به زور به دلخواه خودش مثلا صد هزار تومن تعیین کنه و هروقت بخواد عوضش کنه و هرکسی نده مجازاتش کنه قطعا دزدیه کم چرت بگو
مشکل شماها اینه که تصور میکنین امنیت و قضاوت هم یک چیزی مثل نون (!!) هست و دولت انحصارگر هم قیمت گزافی رو بابتش مطالبه میکنه :)) نه بچه جان، تازمانیکه بازارها در تامین امنیت و قضاوت و زیرساخت‌ها شکست میخورند و یا کم‌ترازحد کافی و بهینه عرضه‌شون میکنن، مالیات‌ستانی برای تامین مالی این موارد یک چیز اجتناب‌ناپذیره. اگه احساس میکنی برای تامین امنیتت داره ازت دزدی میشه میتونی بری توی جنگل زندگی کنی! جدی میگم. میدونی دزد حقیقی کیه؟ دزد اون بنگاه انحصارگریه که با قدرت بازاری‌ای که در بازار کالا داره قیمتی انحصاری رو از مصرف‌کننده مکش میکنه و با قدرت بازاری‌ای که در بازار نیروی کار داره دستمزد کارگران رو سرکوب و مزد ناچیزی بهشون پرداخت میکنه. دزد اون فرد و بنگاهیه که از کاستی‌های اطلاعاتی افراد بهره‌برداری میکنه. دزد اون سفته‌بازیه که از طریق احتکار و کاهش عرضه کالایی که در قیمت‌های مفت خریده، هم جیب تولیدکننده رو میزنه و هم جیب مصرف‌کننده. دزد اون بنگاه آلوده‌کننده‌ی محیط زیستیه که حاضر نیست هزینه آلودگی‌ای که به آحاد جامعه تحمیل کرده رو بپردازه. دزد اون مایکروسافت و آمازونیه که حاضر نیست مابه‌ازایی در قبال حقوق انحصاری مالکیت فکریِ تکنولوژی‌هاشون (که دولت براشون تامین کرده و به ثروتمند شدنشون یاری رسونده) چیزی بپردازن. دزد مالکان بنگاهی هستن که از نظام حقوقی و زیرساختارهایی که دولت به پشتوانه‌ی مالیات عمومی تامین کرده، بهره‌برداری میکنن و پولدار میشن اما حاضر نیستن سهمشون در تامین این زیرساخت‌هارو بپردازن. لیبرتارین‌ها یکدفعه اینجا ساکت میشن و فقط مشکلشون با دولته و اگر بخش خصوصی به روش‌های مختلف بدون خلق ثروت، کسب ثروت کنه گویا اشکالی نداره!
Sakai San 境井仁 🎌
مشکل شماها اینه که تصور میکنین امنیت و قضاوت هم یک چیزی مثل نون (!!) هست و دولت انحصارگر هم قیمت گزافی رو بابتش مطالبه میکنه :)) نه بچه جان، تازمانیکه بازارها در تامین امنیت و قضاوت و زیرساخت‌ها شکست میخورند و یا کم‌ترازحد کافی و بهینه عرضه‌شون میکنن، مالیات‌ستانی برای تامین مالی این موارد یک چیز اجتناب‌ناپذیره. اگه احساس میکنی برای تامین امنیتت داره ازت دزدی میشه میتونی بری توی جنگل زندگی کنی! جدی میگم. میدونی دزد حقیقی کیه؟ دزد اون بنگاه انحصارگریه که با قدرت بازاری‌ای که در بازار کالا داره قیمتی انحصاری رو از مصرف‌کننده مکش میکنه و با قدرت بازاری‌ای که در بازار نیروی کار داره دستمزد کارگران رو سرکوب و مزد ناچیزی بهشون پرداخت میکنه. دزد اون فرد و بنگاهیه که از کاستی‌های اطلاعاتی افراد بهره‌برداری میکنه. دزد اون سفته‌بازیه که از طریق احتکار و کاهش عرضه کالایی که در قیمت‌های مفت خریده، هم جیب تولیدکننده رو میزنه و هم جیب مصرف‌کننده. دزد اون بنگاه آلوده‌کننده‌ی محیط زیستیه که حاضر نیست هزینه آلودگی‌ای که به آحاد جامعه تحمیل کرده رو بپردازه. دزد اون مایکروسافت و آمازونیه که حاضر نیست مابه‌ازایی در قبال حقوق انحصاری مالکیت فکریِ تکنولوژی‌هاشون (که دولت براشون تامین کرده و به ثروتمند شدنشون یاری رسونده) چیزی بپردازن. دزد مالکان بنگاهی هستن که از نظام حقوقی و زیرساختارهایی که دولت به پشتوانه‌ی مالیات عمومی تامین کرده، بهره‌برداری میکنن و پولدار میشن اما حاضر نیستن سهمشون در تامین این زیرساخت‌هارو بپردازن. لیبرتارین‌ها یکدفعه اینجا ساکت میشن و فقط مشکلشون با دولته و اگر بخش خصوصی به روش‌های مختلف بدون خلق ثروت، کسب ثروت کنه گویا اشکالی نداره!
ببین داستان ننویس جوجو! 😂 من همون چهار خط اول رو خوندم معلوم شد چقدر اوتی! مثلا بگو ببینم حد بهینه تامین امنیت و قضاوت و زیرساختها! چقدره؟ از کجا درمیاریش و میفهمی بازار توش شکست خورده؟ همینو ثابت کنی حله 😁 کجا غیر از برایند کنشها و مبادلات آزادانه حد بهینه تامین یک کالا و اختصاص منابع بهش رو معلوم میکنه؟
Alfred
Sakai San 境井仁 🎌
مشکل شماها اینه که تصور میکنین امنیت و قضاوت هم یک چیزی مثل نون (!!) هست و دولت انحصارگر هم قیمت گزافی رو بابتش مطالبه میکنه :)) نه بچه جان، تازمانیکه بازارها در تامین امنیت و قضاوت و زیرساخت‌ها شکست میخورند و یا کم‌ترازحد کافی و بهینه عرضه‌شون میکنن، مالیات‌ستانی برای تامین مالی این موارد یک چیز اجتناب‌ناپذیره. اگه احساس میکنی برای تامین امنیتت داره ازت دزدی میشه میتونی بری توی جنگل زندگی کنی! جدی میگم. میدونی دزد حقیقی کیه؟ دزد اون بنگاه انحصارگریه که با قدرت بازاری‌ای که در بازار کالا داره قیمتی انحصاری رو از مصرف‌کننده مکش میکنه و با قدرت بازاری‌ای که در بازار نیروی کار داره دستمزد کارگران رو سرکوب و مزد ناچیزی بهشون پرداخت میکنه. دزد اون فرد و بنگاهیه که از کاستی‌های اطلاعاتی افراد بهره‌برداری میکنه. دزد اون سفته‌بازیه که از طریق احتکار و کاهش عرضه کالایی که در قیمت‌های مفت خریده، هم جیب تولیدکننده رو میزنه و هم جیب مصرف‌کننده. دزد اون بنگاه آلوده‌کننده‌ی محیط زیستیه که حاضر نیست هزینه آلودگی‌ای که به آحاد جامعه تحمیل کرده رو بپردازه. دزد اون مایکروسافت و آمازونیه که حاضر نیست مابه‌ازایی در قبال حقوق انحصاری مالکیت فکریِ تکنولوژی‌هاشون (که دولت براشون تامین کرده و به ثروتمند شدنشون یاری رسونده) چیزی بپردازن. دزد مالکان بنگاهی هستن که از نظام حقوقی و زیرساختارهایی که دولت به پشتوانه‌ی مالیات عمومی تامین کرده، بهره‌برداری میکنن و پولدار میشن اما حاضر نیستن سهمشون در تامین این زیرساخت‌هارو بپردازن. لیبرتارین‌ها یکدفعه اینجا ساکت میشن و فقط مشکلشون با دولته و اگر بخش خصوصی به روش‌های مختلف بدون خلق ثروت، کسب ثروت کنه گویا اشکالی نداره!
بابا چقد خوبی 🤣🤣🤣
به نظر من اینکه مالیات از سه دهک اول رو به محدود کردن آزادی ربط بدهیم فقط نوعی مغلطه است. اتفاقا پاسخگو بودن دولتها در قبال مالیات هم با گستردگی چتر مالیاتی نسبت مستقیمی دارد.