This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‍‍  تاب ابروی کمان  تو چه دیدن دارد
زهر اگر ازلب  توریخت چشیدن دارد

زندگی بار گرانی ست که بر شانه ی ماست
با تو  این بار   دوصد بار   کشیدن   دارد

جان فروشم سر بازار و نخواهم سودی
تار  گیسوی تو خواهم که خریدن دارد

خاطر گوشه ی چشم ِتوچو درسینه نشست
شمع  عمر  دل ما   میل  چکیدن   دارد

پشت ما نیست چوبیدی که ز هرباد خمید
خَم  زلف تو چو دید عشق  خمیدن دارد

همه چینند گُلی نوبت ما چونکه رِسد
یادی از خاک  رد  پای تو چیدن دارد

خیز و پرپربزن ای جان که به مقصد نرسد
آن پری  کو ز قفس  ترس  پریدن  دارد

دل به یاد تو سپارد تن اگر بر تن  خاک
تا سرانجام  زمان شوق  تپیدن دارد

آنکه خواند آذر و دلشاد شد از نغمه ی او
چه خوش ار بر همه گوید که شنیدن دارد

مسعود آذر

#اتحاد_ملی_ایران
🌐 خبرهای بیشتر را از اینجا دنبال کنید👇👇
@OmidIranAzad

Comments

Be the first to add a comment