✍نم باران زده است، هوا بسیار مطلوب با نسیم صبحگاهی کمی سرد،اذن ورود به حرم امام رضا علیه السلام خواندیم مثل همیشه به طرف صحن اسماعیل طلا بر روی سنگ های حرم به ارامی قدم زدیم،
اینجا وقتی وارد میشوی انگار دوست داری قدم هایت کوتاه تر ،ارام تر و به اطراف بی توجه میشوی ،چرا که گنبد گلدسته این آقا #دلربایی می کند،
زمزمه میکنیم ،حرف میزنیم،نجوا کوتاه،بریده بریده،از همه چیز می گوییم انگار این آقای ریوف از گذشته اتفاقات زندگیمان هم خبر دارد، آرام آرام به پنجره فولاد می رسیم ،
تمام داستان بخاطر این اتفاق بود،
جوانی جلو شما را می گیرد اکثرا فکر میکنند بازرس بدنی است زایرین دستها را بالا می برند،اما او می نشیند و با دستمالی شروع به تمیز کردن کفش هایت میکند ،امتناع میکنیم،اما او با صدای گرمی در این هوای سرد می گوید، به خود امام قسم #نذر کردم کفش های زیارت کنندگان تمیز کنم،تسلیم میشویم،اشک در چشمانت حلقه میزند....
این امام بزرگ مگر چه دارد و چه کرده است که عالم کان مکان بگرد او آمده اند و بدنبال هر راهی برای خدمت به او هستند،.....
جملات زیاد شد، دیگر برایتان از زمزمه های صدای بلندگوهای حرم نگویم،از صدای استکان های چای گرم موکب حرم نگویم...
همه چیز اینجاست........
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا علیه السلام
💐✍https://t.me/+tCs4TIirt0k5ODRk