فیودور شورپین تابلوی «بامداد سرزمین مادری‌مان» را در سال ۱۹۴۸ کشید. استالین در رأس جهان؛ آفتاب بر سینه‌اش می‌تابد. از سمت چپ او (راست تصویر) خطوط برق و آبادی است که به سویش، او که محل تلاقی خاک و توسعه است، کشیده می‌شوند. همین بخش از تابلو کافی بود تا آتیه‌ی شورپین در آن دستگاه مخوف حکومتی تا آخر عمر تضمین شود و چنین نیز شد، امّا در واقع قلب نقاشی در سمت راست استالین(چپ تصویر)، پشت سر او می‌تپد. جایی که جاده‌های خاکی، برهوتی پرت و ساکن را به منظره‌ی پیش رو پیوند می‌زند، سایه‌ی مبهم دو ماشین‌ سیاه و جمعی کوچک در میانه‌ی زمین بی‌حصار دیده می‌شود. کمی دقیق شویم می‌بینیم که از آن جمع، تعدادی به منتهی‌الیه سمت راست تابلو نیز گسیل شده‌اند، کارگزاران استالین؛ صحنه‌پردازان چشم‌اندازی یکدست و ساختگی. نقاش هوشمندانه عوامل کنترل و سرکوب را چون مویرگ‌هایی شوم در تمام تابلو تنیده و پوسته‌ای از شکوه و قدرت بر آن کشیده است. رئالیسم استالینیستی! در ابعادی مینیاتوری. سینه‌ی ستبر استالین تابلو را دو شقه کرده است. پشت سر حاشیه‌ای‌ است که نباید دیده شود.
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment