✳️ کوته بینی راهبردی strategic myopia؛ دلایل و راهکارها

✅ کوته‌بینی راهبردی به وضعیتی اشاره دارد که در آن مدیران و سازمان‌ها تمرکز اصلی خود را بر اهداف کوتاه‌مدت، شاخص‌های فوری و نتایج سریع می‌گذارند و در نتیجه از دیدن پیامدهای بلندمدت تصمیم‌ها، روندهای نوظهور و تهدیدها و فرصت‌های آینده بازمی‌مانند. این پدیده معمولاً ناشی از کمبود اطلاعات یا ناتوانی فردی نیست، بلکه حاصل تعامل فشارهای محیطی، سوگیری‌های شناختی و منطق‌های مسلط سازمانی است که تفکر کوتاه‌مدت را تقویت و پاداش می‌دهند.
■ یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری کوته‌بینی راهبردی، فشار مستمر برای ارائه نتایج کوتاه‌مدت است. نظام‌های ارزیابی عملکرد، پاداش و ارتقای شغلی اغلب به شاخص‌های فصلی و سالانه وابسته‌اند و همین امر مدیران را به تصمیم‌هایی سوق می‌دهد که اثر فوری و قابل اندازه‌گیری دارند. در چنین شرایطی، سرمایه‌گذاری در نوآوری، توسعه سرمایه انسانی و ایجاد قابلیت‌های آینده به حاشیه رانده می‌شود، زیرا منافع آن‌ها در افق‌های زمانی بلندتر آشکار می‌گردد. این فشار ساختاری به‌تدریج به عادتی ذهنی تبدیل می‌شود که در آن «اکنون» همواره بر «آینده» ترجیح داده می‌شود.
■ سوگیری‌های شناختی نیز نقش مهمی در تشدید کوته‌بینی راهبردی دارند. مدیران تمایل دارند تجربیات اخیر و موفقیت‌های گذشته را بیش‌ازحد تعمیم دهند و فرض کنند راهبردهای فعلی همچنان کارآمد خواهند بود. سوگیری تأییدی باعث می‌شود نشانه‌های هشداردهنده تغییر نادیده گرفته شود و اطلاعات ناسازگار با باورهای موجود کم‌اهمیت تلقی گردد. موفقیت‌های گذشته، به‌ویژه در سازمان‌های باسابقه، می‌تواند احساس قطعیت و کنترل کاذب ایجاد کند و مانع بازاندیشی راهبردی شود.
■ ساختارهای سازمانی بخشی‌نگر و فرهنگ‌های غیرپرسشگر نیز بستر مناسبی برای کوته‌بینی راهبردی فراهم می‌کنند. سیلوهای سازمانی، گفت‌وگوی بین‌وظیفه‌ای را تضعیف کرده و مانع شکل‌گیری نگاه کل‌نگر می‌شوند. فرهنگی که در آن خطا تحمل نمی‌شود و پرسشگری تهدید تلقی می‌گردد، نوآوری و یادگیری را محدود کرده و سازمان را به بهره‌برداری از توانمندی‌های موجود محدود می‌سازد.
■ در شرایط عدم‌قطعیت محیطی نیز بسیاری از سازمان‌ها به‌جای گسترش افق دید، به اهداف کوتاه‌مدت می‌چسبند، زیرا تصمیم‌های بلندمدت پرریسک‌تر به نظر می‌رسند.
■ پیامدهای کوته‌بینی راهبردی اغلب تدریجی اما عمیق است. نوآوری تضعیف می‌شود، زیرا منابع عمدتاً صرف بهبودهای جزئی و بهره‌وری کوتاه‌مدت می‌گردد. سرمایه انسانی فرسوده می‌شود و کارکنان مستعد به دلیل فشارهای مداوم و فقدان فرصت رشد سازمان را ترک می‌کنند. همچنین توان تطبیق با تغییرات فناورانه، اجتماعی و نهادی کاهش می‌یابد و سازمان در برابر شوک‌های محیطی آسیب‌پذیر می‌شود.
■ سازمان‌هایی که افق زمانی بلندتری در تصمیم‌گیری دارند و شاخص‌هایی مانند یادگیری، نوآوری و توسعه قابلیت‌ها را در نظام‌های ارزیابی خود می‌گنجانند، در بلندمدت عملکرد پایدارتر و انعطاف‌پذیرتری دارند. در مقابل، تمرکز افراطی بر نتایج کوتاه‌مدت اگرچه ممکن است در ابتدا موفقیت‌آمیز به نظر برسد، اما در نهایت سازمان را با بحران‌های راهبردی روبه‌رو می‌کند. از این رو، پرهیز آگاهانه از کوته‌بینی راهبردی و گسترش افق دید تصمیم‌گیری، ضرورتی اساسی برای بقا و موفقیت سازمان‌ها در دنیای پیچیده امروز است.

Comments

Be the first to add a comment