✳️ بررسی سیاستهای اصلاح اقتصادی
اصلاحات بیریشه، توسعه بیثمر
✍ حیدر مستخدمینحسینی
✅ وي میگوید اصلاحات ناتمام و تمرکز قدرت بدون شایستهسالاری، رشد بدون عدالت را به رانت و بیثباتی کشانده است.
این اقتصاددان در پاسخ به پرسشی درباره تفاوت نتایج «تمرکز قدرت» در چین و ایران و اینکه چرا تمرکز قدرت در چین به کارآمدی دولت منجر شده در ایران اما اغلب نتیجه معکوس داشته است، اظهار داشت: اصل موضوع این است که تمرکز قدرت ذاتا نه مثبت است و نه منفی؛ نمیتوان بهصورت مطلق آن را خوب یا بد دانست.
عامل تعیینکننده در اثرگذاری تمرکز قدرت، کیفیت نهادها و ساختار پاسخگویی است. اگر تمرکز قدرت در کنار نهادهای باکیفیت و پاسخگو قرار گیرد، میتواند نتایج مثبتی بههمراه داشته باشد؛ همانگونه که در چین رخ داد.
این استاد دانشگاه در ادامه افزود: در چین تمرکز قدرت با سه ویژگی اساسی همراه بود.
نخست، حاکمیت شایستهسالاری در نظام انتصابات. مدیران در سطوح مختلف- چه در سطح استانی و چه در سطح مرکزی- براساس معیارهای شایستگی انتخاب میشدند و این اصل در ساختار اداری به طور واقعی اجرا میشد.
دوم، امکان «آزمایشمحوری اصلاحات»؛ به این معنا که سیاستها ابتدا در سطح محلی اجرا میشدند و رقابتی میان استانها در کیفیت ارائه پروژهها و برنامهها شکل میگرفت که همین امر به تسریع موفقیتها کمک میکرد.
وی ادامه داد: ویژگی سوم، تعهد بلندمدت به توسعه اقتصادی و برخورداری از ظرفیت اجرایی بالا بود. در چین برنامههای کوتاهمدت تنها در چارچوب برنامههای بلندمدت معنا داشتند؛ تصمیمهای لحظهای و آنی جایگاهی نداشتند مگر آنکه بخشی از یک راهبرد بلندمدت باشند. این ترکیب تمرکز قدرت، شایستهسالاری، آزمایشمحوری و تعهد بلندمدت، کارایی نظام اجرایی را افزایش داد و به موفقیت الگوی چینی انجامید.
این اقتصاددان در این باره اظهار کرد: بنابراین آنچه چین را موفق کرد نه صرف تمرکز قدرت بلکه نوع تمرکز و پیوند آن با کیفیت نهادی و پاسخگویی بود؛ عاملی که باعث شد تمرکز قدرت به ابزار توسعه تبدیل شود، نه مانعی برای آن...
ادامه مطلب؛
https://jahanesanat.ir/?p=590114