تقابل اسطوره‌ی قانون و اسطوره‌ی اخلاق

قانون، با تمام رسالتش در برقراری نظم، گاه چنان در بند تبصره‌های خشک گرفتار می‌شود که از تپش‌های زنده‌ی وجدان بازمی‌ماند. در تاریخ ادبیات جهان، ویکتور هوگو در شاهکار جاودانه‌ی خود "بینوایان" این تقابلِ نفس‌گیر را به تراژیک‌ترین شکل ممکن به تصویر می‌کشد؛ تقابلی که سرنوشتِ سرسخت‌ترین مدافعِ نظم را برای همیشه دگرگون کرد.

در جهان تاریک و پرآشوب بینوایان، در میان دود باروت و غرش انقلاب، سایه‌ای قدم برمی‌دارد که مظهرِ مطلقِ خشمِ قانون است او کسی نیست جز بازرس ژاور. در واقع او انسان نیست؛ تندیسِ مؤمن، تسلیم‌ناپذیر و بی‌رحمِ «قانون» است. برای ژاور، جهان تنها دو رنگ دارد یا سیاهِ گناه و یت سفیدِ قانون. او سال‌ها، همچون سایه‌ای مرگبار و خستگی‌ناپذیر، در تعقیب ژان والژان بود؛ مردی که تنها جرمش، برداشتن تکه نانی برای نجات کودکان گرسنه بود. ژاور آمده بود تا نظم آهنین جهان را به قیمت قربانی کردن انسانیت حفظ کند.

پس از سپری شدن ماجراهای گوناگون و تکاندهنده و پس از سالها تعقیب گریز سرانجام طوفانِ اصلی در اعماق سنگرهای خشم انقلاب فرانسه برپا می‌شود؛ آن‌جا که ژان والژانِ فراری بزرگ، در لحظه‌ای میان مرگ و زندگی در کمال ناباوری وارد عمل می‌شود و بازرس ژاور را از چنگ انقلابیون خشمگین رها می‌کند، اگر ژان والژان نبود سرنوشت‌ ژاور در چنگال انقلابیون چیزی جز شکنجه و مرگ  اعدام نبود!

پایان تراژیک ژاور
رویارویی عریان ژاور در برابر اخلاق و انسانیت، نقطهٔ انفجار و فروپاشیِ تمام ستون‌های آهنین جهانِ ژاور بود. در ذهن پولادین او، مجرم باید شرورِ مطلق باشد؛ پس چرا دستی که نجاتش می‌دهد، دستِ همان مجرم فراری است؟ ژاور در بن‌بستی کور گرفتار می‌شود؛ میانِ برخوردِ مرگبارِ «قانونِ کور» و «رحمتِ انسانی». او درمی‌یابد در دنیایی که انسانیت فراتر از پاراگراف‌های قانون بایستد، جایی برای او نیست. او نه می‌تواند به وظیفهٔ پلیسی‌اش خیانت کند و نه می‌تواند روی آن گذشتِ عظیم چشم ببندد.

و این‌گونه است که بازرس ژاور، مظهرِ اقتدار قانون، در برابر عظمتِ انسانیت و اخلاق و بخشش زانو می‌زند. او چنان دگرگون شد که دیگر توان زیستن نداشت و خود را از بالای پل به امواج خروشان و تاریک رودخانه انداخت و خودکشی کرد؛ نه از ترس مرگ، بلکه از هراسِ زیستن در جهانی که فرمول‌های مقدسِ ذهنی‌اش در آن درهم شکسته بود.

در واقع بازرس ژاور نمادی از شخصیتی قانونی و خشک است که قربانیِ سیستمی شد که هرگز نفهمید انسان و اخلاق و وجدان بزرگ‌تر از قانون است ..

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment