✳️چرا مدیران دلسرد شدهاند؟ ✅ کارکنان در سراسر دنیا نسبت به سالهای گذشته کمتر از کارشان راضی هستند و طبق آمارها، بیشترین افت انگیزه در میان مدیران گزارش شده است.بر اساس مطالعه موسسه گالوپ، تنها ۲۷ درصد مدیران در سراسر دنیا گفتهاند که حس میکنند نسبت به کارشان تعلق خاطر و انگیزه دارند. یک پژوهشگر علتش را توضیح میدهد چرا مدیران دلسرد شدهاند؟ طبق گزارش سالانه «وضعیت محیط کار» موسسه گالوپ،سال گذشته درصد کارکنانی که در محل کار احساس «مشارکت» دارند، از ۲۳ درصد به ۲۱ درصد رسیده. حس مشارکت یعنی انگیزه و اشتیاق و به بیان سادهتر، «دل به کار دادن.» این دومین باری است که در پانزده سال گذشته، سطح «مشارکت شغلی» در مقیاس جهانی کاهش پیدا میکند.مورد قبلی مربوط به سال ۲۰۲۰ بوده؛ همزمان با آشفتگی دوران قرنطینه کرونا.این افت انگیزه به ویژه در میان مدیران چشمگیر بوده است.تنها ۲۷ درصد مدیران گفتهاند که در سال ۲۰۲۴، نسبت به کار خود احساس انگیزه و اشتیاق دارند،یعنی۳درصد کمتر از سال قبل، مدیران جوانتر و مدیران زن، بیشترین کاهش انگیزه را تجربه کردهاند. لازم به ذکر است که موسسه گالوپ از سال ۲۰۲۲ بررسی میزان مشارکت مدیران را در سطح جهانی آغاز کرده است. به گفته محققان، تا اینجای امسال، تغییر محسوسی در میزان مشارکت مدیران دیده نمیشود ● سنگینتر شدن فشار کار مدیران،در سالهای اخیر، مدیران با موجی از تحولات و دگرگونیها در محیط کار دست و پنجه نرم کردهاند؛ از تمرکز دوباره شرکتها بر بهرهوری گرفته تا تغییرات ساختاری که حجم کار مدیران را بالا برده و البته، مدلهای کار ترکیبی (حضوری و دورکاری) که نظارت آنها بر کارکنان را سختتر کرده است. طبق دادههای شرکت پژوهش و مشاوره گارتنر، تا سال ۲۰۲۴ تعداد افراد تحت نظارت هر مدیر سه برابر بیشتر شده (در مقایسه با سال ۲۰۱۷). بسیاری از شرکتها به منظور افزایش کارایی، تعداد مدیران میانی را کاهش دادهاند، به طوری که در سال ۲۰۲۳، تعداد متوسط زیردستان مستقیم هر مدیر به ۱۵ نفر افزایش یافته است. شرکتهایی مانند «بایر» در تلاشند با کاهش لایههای مدیریتی و افزایش آزادی عمل و خودمختاری کارکنان، کارآیی را افزایش دهند، اما این تغییرات نیازمند فرهنگسازی و آموزشهای جدید برای مدیران و البته توجه به سلامت روانی و انگیزه مدیران و کارکنان است. «جیمهارتر»، دانشمند ارشد موسسه گالوپ در حوزه محیط کار میگوید: «کاهش بیش از دو درصدی میزان مشارکت سالانه مدیران یا کارکنان، اتفاقی بسیار نادر است.» او معتقد است مشارکت یک مفهوم انتزاعی نیست. سطح مشارکت و انگیزه شماست که تعیین میکند آیا به عنوان کارمند یا مدیر، حاضرید برای کارتان از جان و دل مایه بگذارید یا خیر؟ آیا از انجام حداقل وظایف فراتر میروید؟ آیا مشکلات را میبینید و برای حلشان تلاش میکنید؟ و آیا نسبت به کیفیت و نتایج کارتان، احساس مسوولیت میکنید؟ اگر سطح مشارکت شما بالا باشد، جواب این سوالات مثبت خواهد بود. در دنیایی که هر مزیتی شکننده است، عدم مشارکت کارکنان ریسکهایی نامرئی به همراه دارد. به عنوان مثال، انرژی تیمها مدتها قبل از اینکه اثراتش در گزارشهای عملکرد ظاهر شود، کاهش مییابد. توانایی سازمان در مقابله با بحرانها تضعیف میشود. بهعلاوه، طبق برآورد گالوپ، اگر کل نیروی کار جهان در کار خود مشارکت کامل داشتند، ۹.۶ تریلیون دلار به بهرهوری اقتصادی اضافه میشد. یعنی حدود ۹درصد رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) جهانی. به طور خلاصه، عدم مشارکت کارکنان و مدیران، یک تهدید سیستمی و اقتصادی، نه فقط برای سازمانها بلکه برای اقتصاد جهان است. نشریه والاستریت ژورنال با جیمهارتر درباره علت نارضایتی شدید مدیران و پیامدهای آن برای کسب و کارها گفتوگو کرده است. در ادامه، چکیدهای از این گفتوگو را میخوانیم: ●والاستریت ژورنال: چرا مشارکت مدیران کمتر شده؟ علت دلسردی آنها چیست؟ جیمهارتر: قبل از این ماجراها هم کلی مسوولیت روی سر مدیران ریخته بود؛ از برآوردن انتظارات رهبران ارشد گرفته تا اطلاعرسانی و توضیح تغییرات، امور اداری، انگیزه دادن به کارکنان ممتاز، پرورش استعدادهای درخشان و حفظ نیروها در سازمان. و حالا با وجود این همه مسوولیت، ناگهان در شرایطی قرار گرفتهایم که همه چیز در محیطهای کار در حال تغییر و دگرگونی است.در حال حاضر با این تحولات روبهرو هستیم: تغییر جایگاهها و وظایف شغلی پساکرونا، رونق و سپس رکود در استخدامها، تغییر ساختار تیمها، تغییر و گاهی کاهش بودجهها، ظهور هوش مصنوعی و تحولات دیجیتال و انتظارات کار انعطافپذیر (از جمله ساعات شناور یا امکان دورکاری) که حالا مسوولیت نظارت مدیران بر کارکنان را سختتر کرده است. وقتی کارکنان پراکنده هستند، پیگیریشان، به مراتب دشوارتر است.