راهکار مسئولیت اجتماعی جهت کاهش نابرابری و حس محرومیت در جامعه

(با تاکید بر مخاطبان شیعه‌ی علوی و جامعه‌ی شیعی)- ۱/۲

امیر محمدیان خراسانی

✅ در کشورهای اسکاندیناوی که دارای دولت رفاه می باشند که مبتنی بر نظام بیمه ای قوی و مالیات بر درآمد تصاعدی ( هر چه در آمد بیشتر، مالیات بیشتر) و شفاف می باشند نابرابری اجتماعی-اقتصادی کم است و مالیات ها با رغبت پرداخت می شود. مدل دولت رفاه ( welfare state ) در این کشورها به صورت مدلی کارا همراه با مسئولیت پذیری شهروندان و دولت درآمده است که ممکن است برای برخی کشورهای دیگر با مشخصات و بسترهای فرهنگی-تاریخی متفاوت جواب ندهد یا نیاز به زمینه سازی های گسترده داشته باشد، به خصوص در کشورهایی که در مناطق استراتژیک یا در میانه ی کشمکش های سیاسی قرار دارند، مانند کشورهای منطقه‌ی خاورمیانه.
✅ بدون توجه به تمامی مقتضیات دولت رفاه، دو مورد مطرح شده در بالا ( چگونگی مالیات و نظام بیمه ) می تواند در سایر کشورها نیز جهت کاهش نابرابری و حس محرومیت به کار رود. اما علاوه بر این در این نوشتار با نوعی گونه بندی اقتصادی-اعتقادی و با کمک از جامعه شناسی کاربردی و مفهوم مسئولیت اجتماعی و با به میان کشیدن فلسفه‌ی اساسی اجتماعی در مذهب تشیع که نمونه عالی آن علی بن ابی طالب می‌باشد راهبردی کاربردی را پیشنهاد می‌نمایم که می‌توان آن را درزندگی خود به کار برد و با یاد آوری و توضیح به دیگران انتقال داد و گوشزد کرد.
✅ در هر جامعه‌ای تقریبا با گونه شناسی زیر از لحاظ تفکر اقتصادی-اعتقادی افراد مواجه می‌شویم که در ارتباطی تنگاتنگ با عادتواره‌های آن ها و ویژگی‌های میدان اجتماعی-اقتصادی و اعتقادی ست :
1.کسانی که ندارند و نمی دهند : به بیان ساده یعنی وضع اقتصادی آن ها خوب نیست و به دیگران کمک نمی کنند. از آن ها انتظاری نمی رود و در این راهبرد مداخله ای ( از نوع مداخله در افکار ) مسئولیتی ندارند و ذینفع مداخله هستند یعنی این نوع راهبرد در جهت کاهش حس محرومیت آن هاست.
2.کسانی که ندارند اما می دهند : به بیان ساده یعنی با این که وضع اقتصادی آن ها اصلا خوب نیست اما به قول نیچه " از کم، تمام را می بخشند " یا باز هم بخشنده هستند. فقیرانه زندگی می کنند اما سخاوتمند می باشند. از این گروه نیز انتظاری نمی رود و مسئولیتی در مدل ما ندارند و آن ها نیز جزء ذینفعان مداخله ی ما هستند. عنوان " دریادل " شایسته ی این گروه است.
3. کسانی که دارند و نمی دهند : یعنی وضعیت اقتصادی بسیار خوبی دارند اما بخشش نمی کنند و یا مالیات و خمس نیز نمی دهند. این گروه، یکی از دو گروه مخاطب ما برای مداخله در افکارش می باشد که در پایان گونه شناسی بدان خواهم پرداخت.
4. کسانی که دارند و می دهند : تفاوت این گروه با گروه چهارم در این است که مالیات و خمس خود را پرداخت کرده و بخشنده نیز هستند.
✅ قبل از ارائه و توضیح راهکار ،بیان این مطلب ضروری ست که در اینجا قصد ورود به بحث مالیات و خمس را به صورت جزئی ندارم و قبلا مفصل در مورد خمس، چالش های مربوط به آن را بیان نموده ام و بعدا نیز به آن خواهم پرداخت.
✅ در مورد گروه سوم بایستی ابتدا تلاش کرد تا آن ها به گروه چهارم بپیوندند و سپس تمرکز را بر روی گروه چهارم گذاشت. پیوستن آن ها به گروه چهارم کار ساده ای نیست و به هیچ عنوان به معنای پایان کار نیست. همچنین نگارنده و مخاطبان یادداشت با انواع توجیهات و استدلال های آن ها بابت نبخشیدن و نپرداختن آشناست. قصد من در اینجا تمرکز بر روی بعد مسئولیت اجتماعی شهروندان است و نه حاکمیت اگر چه این دو در یک نظام کنش متقابل و وابستگی متقابل دیالکتیکی قرار دارند اما تفکیک آن ها در این جا از بعد نظری ست.
ادامه در قسمت دوم 👇👇👇

Comments

Be the first to add a comment