چرا ایرانیان از همه چیز ناراضی اند؟


مهران صولتی

اخیرا مقصود فراستخواه در گفت و گویی درباره ویژگی های اعتراضی شعر فارسی بیان کرده است که تلخ اندیشی را از ویژگی های تاریخی فرهنگ ایران می داند. پیش از این هم در جایی خوانده بودم که میزان عدم رضایت ذهنی ایرانیان از زندگی اجتماعی خود، ۲.۵ برابر واقعیت های عینی است. فارغ از شیوه های دستیابی به این نتیجه و میزان اعتبار آن، چیزی که این گزاره را قابل باور و پذیرش می کند درستی آن در برخوردهای روزمره می باشد. ایرانیان عموما تمایل دارند خود را ناراضی نشان دهند و اصطلاحا ساز مخالفت با وضع جاری را کوک نمایند. این وضعیت را در هر کوی و برزن و هر محفل و مجلسی می توانید ببینید. از صف نان و درون تاکسی گرفته تا فضاهای آکادمیک و جلسات کارشناسی، می توان جلوه هایی از این ابراز نارضایتی را به چشم دید. حال باید پرسید که به راستی راز این نارضایتی مزمن در کجاست؟ برخی از عوامل موثر بر افزایش فزاینده این شکاف به شرح زیر است:

رضایت و عدم رضایت آموختنی هستند و توسط روابط و مناسبات اجتماعی آموزش داده می شوند. ضمنا مانند ویروسی هستند که سریعا به دیگران منتقل می شوند. در جامعه ای که عدم رضایت در آن به امری بدیهی، و مخالفت با همه چیز به یک ژست روشنفکرانه تبدیل شده است چندان هم عجیب نیست اگر اغنیا و فقرا به یک میزان از اوضاع خود ابراز نارضایتی کنند!

ایران یک جامعه بدون گفتگو است ، شکل گیری گفتگو هم محصول روابط متقارن و برابر میان حکومت و شهروندان است. با گفتگو می توان نارضایتی ها را به اشتراک گذاشت و به یک تفاهم دو طرفه رسید. رضایت ذهنی لزوما از مسیر رضایت عینی نمی گذرد بلکه محصول گفت و گو بر سر عوامل و دلایل این رضایت و عدم آن است. گفت و گو درک متقابل می آورد و همدلی را افزایش می دهد ( دیالوگی ثمر بخش و شادی آفرین که حکومت باید در ایجاد آن پیش قدم شود!

رضایت ذهنی از مسیر مشارکت و احساس قدرتمندی می گذرد . ایرانیان پس از بهار قدرت مندی و سوژگی سیاسی در انقلاب ۵۷، درگیر نظمی بوروکراتیک شدند و از مشارکت جدی اجتماعی -سیاسی بازماندند. مشارکت سیاسی هم محدود به شرکت در انتخابات شد. احساس "بی قدرتی " نسبت به انجام تغییرات معنادار هم لاجرم احساس نارضایتی به دنبال می آورد. افزایش فرصت های مشارکت اجتماعی -مدنی برای شهروندان و گسترش امکانات ابراز وجود می تواند موجب رشد خیره کننده ی احساس رضایت مندی شود!

بخشی از احساس نارضایتی هم حاصل مقایسه خود با دیگران است. با فراوانی رسانه ها ایرانیان هم اینک از یک سو خود را با طبقه ای نوکیسه و نوظهور در داخل مقایسه می کنند که با بهره گیری از رانت های سیاسی -اقتصادی توانسته به مصرف خودنمایانه دست یابد، و از سوی دیگر با مقایسه خود باوضعیت کشورهای پیشرفته دنیا دچار تاسف مضاعف می شوند بدون اینکه به لوازم توسعه یافتگی آنها توجه کنند!

ایران سرزمین هزینه های بسیار و دستاوردهای اندک است. قرار گرفتن در معرض تهاجم های ویران گر اقوام مختلف در طول تاریخ ، در کنار ورود آرمانی ایرانیان در سه نهضت و انقلاب یکصد ساله اخیر که نتوانست به آمال و آرزوهای ساکنان این تمدن دیرپا به صورت کامل جامه عمل بپوشاند، نوعی احساس نارضایتی مزمن در میان مردم این سرزمین ایجاد کرده و به عادت واره روزمره ایرانیان تبدیل شده است!


#فرهیختگان، ندای آگاهی و آزادی

Comments

Be the first to add a comment