🖋 [برخی معتقدند] فرضیههای جدید باید با نظریههای از پیش پذیرفتهشده سازگار باشند. این را شرط سازگاری خواهم نامید (سابقۀ شرط سازگاری حداقل به زمان ارسطو برمیگردد. این شرط نقش مهمی در فلسفۀ نیوتن بازی میکند، هر چند خودِ نیوتن همواره از آن تخلف میکرد. این شرط توسط بسیاری از دانشمندان و فیلسوفان علم قرن بیستم پیشفرض گرفته شده است).
در نگاه اول [به نظر میرسد] میتوان بحث شرط سازگاری را با چند کلمه بیان کرد [و نیاز به توضیح بیشتری نیست]. معروف است (و همچنین با جزئیات توسط دوئم نشان داده شده است [در کتاب «هدف و ساختار نظریۀ فیزیکی»]) که مکانیک نیوتنی هم با قانون سقوط آزاد گالیله و هم با قوانین کپلر ناسازگار است؛ ترمودینامیک آماری با قانون دوم نظریۀ پدیدهشناسی (phenomenological theory) ناسازگار است؛ نورشناسی موجی با نورشناسی هندسی ناسازگار است و غیره.
🖋 توجه داشته باشید آنچه که این جا بیان میشود، ناسازگاری «منطقی» است، به خوبی ممکن است تفاوتهای پیشبینی [این نظریات ناسازگار] آنقدر کوچک باشد که با آزمایش تشخیص داده نشود. همچنین این را نیز توجه داشته باشید که منظور من ناسازگاریِ مثلاً نظریۀ نیوتن با قانون گالیله نیست، بلکه ناسازگاری بین برخی از نتایج نظریۀ نیوتن در دامنۀ اعتبار قانون گالیله با قانون گالیله است. در این مورد آخر، وضعیت به طور ویژهای روشن است. قانون گالیله بیان میکند که شتاب سقوط آزاد، ثابت است، در حالی که به کارگیری نظریۀ نیوتن در سطح زمین [و سقوط آزاد]، شتابی را به ما نشان میدهد که ثابت نیست، بلکه با توجه به فاصله از مرکز زمین کاهش مییابد (اگرچه نامحسوس).
📚 از کتاب «علیه روش»، نوشتۀ پل فایرابند
📚@philosophycafe