دَوال‌پا


تعبیر عامیانه‌ای میان مردان رایج است که می‌گوید: «تا وقتی زن نداری فقط زن نداری، وقتی زن گرفتی دیگه فقط زن داری» (تعبیر متقابل و البته سنجیده‌تری میان فیمینیست‌های لیبرال هست که مردان در پی ازدواج علاوه بر حفظ آزادی و امنیت پیشین چیزی افزون‌تر به چنگ می‌آورند، اما زنان نه تنها چیزی به دست نمی‌آورند، که داشته‌هایشان را از دست می‌دهند*). ولایت فقیه و حکومت اسلامی هم همین است. باید شکرگزار باشیم که سایه‌ی حکومت اسلامی بر سر ماست؛ حالا اینکه عدالت، آزادی، رفاه، امنیت، استقلال، توسعه، علم و... نداریم - و اندک داشته‌هایمان را هم به‌سرعت از دست می‌دهیم - هزینه‌ی این «داشته»ی مهم است که حتماً ارزشش را داشته، وگرنه دوام نمی‌آورد.
حالا به لیست از دست رفته‌هایمان، «سلامت» را هم بیفزایید، زیرا واکسن از روی میز معامله‌ با پول های بلوکه شده برداشته شد تا شرط خرید عمده بدل به پیش‌شرط مذاکرات بزرگ‌تری شود. اما از کی واکسن آمریکایی، بریتانیایی و فرانسوی خطرناک شد؟ جز این بود که هرساله واکسن چهارظرفیتی فرانسوی آنفولانزا در مقایسه با نوع سه ظرفیتی هلندی در ایران خریداری و مصرف می‌شد؟ جز این است که کاشف واکسن آمریکایی فایزر، دانشمند ترک مسلمان و دریافت‌کننده‌ی جایزه‌ی "مصطفی" از دست مقامات جمهوری اسلامی در آبان ۹۸ است؟ و مگر غیر از این است که نظام بهداشت همگانی ملی بریتانیا (NHS) که خود اتباع مالیات‌دهنده‌ی این کشور در بوروکراسی دست‌وپاگیر و امکانات محدود آن ماه‌ها منتظر نوبت درمان می‌مانند و عاقبت هم عزرائیل زودتر نوبت می‌دهد، به محض اراده‌ی‌ مراجع شیعی و مقامات نظام جهت پذیرش، درمان یا چکاب ایشان حاضر به یراق بوده؟ (فهرست مراجعات مقامات و مراجع برای دریافت ارز دولتی و اعزام به بیمارستان‌های بریتانیا از جالب‌ترین بخش‌های خاطرات منتشر شده‌ی آقای رفسنجانی است؛ از جمله در دهه‌ی شصت و اوج بحران کمبود ارز در کشوری درگیر جنگ و تحریم)
مسئله‌ی ما انتخاب واکسن آمریکایی-بریتانیایی-فرانسوی (اصلاً مگر فرانسه واکسن کرونا آزمایش یا تولید کرده؟) یا چینی-روسی-ایرانی نیست، مسئله‌ی ما انتخاب حکومت اسلامی به جای همه‌ی دستاوردهای تمدن بشری توسط پدران ماست که اختیار امور را به دست کسی سپرده‌اند که به جای متخصصان بهداشت هم تصمیم می‌گیرد و البته متخصصان چاپلوس - کوتوله‌های آکادمیک و دکتر فاوستوس‌هایی که روحشان را به مفیستوفلس فروخته‌اند - هم منویات ایشان را تنویر و توجیه می‌کنند. این «روح جهان بی‌روح» به تعبیر فوکو در ایام پیروزی انقلاب ۵۷، غول خفته‌ای بود که ما از خواب ۱۴۰۰ ساله بیدارش کردیم، از چراغ جادو بیرون آوردیم و انتظار داشتیم تمام آرزوهایمان را محقق کند؛ اما حالا مثل دَوال‌پا بر گردنمان نشسته و نمی‌دانیم چگونه به چراغ بازگردانیمش.


* برای نمونه: «زنان ازدواج‌کرده با وجود داعیه‌های برخورداری از مواهب زندگی خانوادگی و مردان ازدواج‌نکرده با وجود داعیه‌های برخورداری از آزادیشان، از جهت همه‌ی شاخص‌های تنش - مانند تپش‌های قلب، سرگیجه، سردردها، غش‌و‌ضعف، کابوس‌ها بی‌خوابی و هراس از فروریختگی عصبی - در مرتبه‌ی بالاتری قرار دارند؛ حال آنکه زنان ازدواج‌نکرده، با وجود احساس داغ اجتماعی بی‌شوهری، و مردان ازدواج‌کرده، از نظر همه‌ی شاخص‌های تنشی در مرتبه‌ی پایینی قرار می‌گیرند.» (ریتزر، 1374، 476)


رضا نساجی


#فرهیختگان، پیک آگاهی شماست

Comments

Be the first to add a comment