This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«مِزبد‌ در زاویه مسجد خسبیده بود. زاهدی از راه رسید و نماز کرد و‌ سپس رو‌ به خدا که: شاهدی، من نماز می‌کنم و‌ او‌ بی‌اعتنا خسبیده.
مزبد گفت: «ای مسلمان! چه میکنی؟ نماز خود بخوان و راه خویش گیر و برو، خدای بهانه جو را برِ من مسکین ....مشوران!»

جاحظ ادیب
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment