❗️از اول فروردین ۱۳۶۵ با چند نفر در ساختمان کوچکی بالای میدان نوبنیاد، کار روی موشک سوخت جامد را شروع کردند. جعفری و صالحی تعدادی
از دانشجویان نخبه و شاگرداول‌های دانشگاه‌های صنعتی را گرد آوردند: نعمتی، مجتبایی، مصلحی، مطهری و مهاجری. مهندس جعفری اسم پروژه‌شان را «نازعات» گذاشت: فرشتگانی که روح بدکاران را به‌شدت از بدن‌هایشان برمی‌کَنند.

برخلاف مسیر مهندسی معکوس در صنعت شهید همت، مهندس جعفری به فکر «طراحی» بود. او دنبال گرفتن فراگ روسی هم بود تا برخی مسائلشان
را با تحقیق روی آن حل کنند. با بخش تحقیقات و گسترش صنایع دفاع هم کار می‌کردند که آنجا مهندس سخت‌کوش دیگری به ‌نام مهندس مهرداد اخلاقی، طرح یک موشک سوخت جامدِ دیگر
به ‌نام «زلزال» را دنبال می‌کرد. آن‌ها جلساتی باهم داشتند و توافق کردند که مجموعۀ مهندس اخلاقی سوخت جامد را به آن‌ها بدهد.

در خرداد ۱۳۶۵، وقتی نخست‌وزیر وقت، میرحسین موسوی، به بازدید نمایشگاه موشکی آمد، جعفری و مهندس ترکان به عنوان مدیر عامل صنایع دفاع، پروژۀ نازعات را تعریف کردند و گفتند که می‌خواهند یک موشک ۷۰کیلومتری
داشته باشند. مهندس موسوی خواست برنامه‌شان را روی کاغذ مکتوب کنند که کردند و نوشتند در شش ماه این پروژه را به نتیجه می‌رسانند. کار موشک نازعات پس از آن جلسه، جدی‌تر شد. یک تیم قوی، نازعات را به‌طور سیستماتیک طراحی کردند که در رأسشان مهندس نعمتی قرار داشت. گروه تولید در پارچین مستقر بود و گروه تحقیقات در دفترشان در تهران کارشان را با تجهیزات سادۀ آن ایام پیش می‌بردند. فقط کاری به بخش سوخت نداشتند و قرار بود مهندس اخلاقی سوخت را تحویل دهد، اما اینکه چطور سوخت را توی بدنۀ موشکشان بریزند، همه با ایده و
طرح خودشان بود. درست شش ماه بعد، از دفتر نخست‌وزیری پیگیر کار آن‌ها شدند، اما طرح به نتیجه نرسیده بود. بااینکه همه با اشتیاق کار می‌کردند، کار پانزده ماه طول کشید. در این مدت، حسن مقدّم هم در جریانِ این تلاش بود و تمام‌قد از این پروژه‌ها حمایت
می‌کرد.

#بریده_از_کتاب_مرد_ابدی_روایتی_مستند_از_زندگی_شهید_حسن_طهرانی_مقدم

🚀Ellinne

Comments

Be the first to add a comment