▪️ همهفنحریف، کمهزینه و باحال ▪️ستگادین | جمعه ۶ آبان ۱۴۰۱
عصر صنعتی برای این سه ویژگی ارزش قائل بود. ما همگی در مدارس سازمانیافته، آموختهایم که زمانبندی خود را با این نگرشها تطابق دهیم و تصور اینکه که جهان، هنوز هم اینها را میخواهد، کار آسانی است.
وقتی کار از نظر جغرافیایی محدود است و خط مونتاژ، نیروی محرکهی اثرگذاری است، این ویژگیها کاملاً مطلوب هستند. بدین ترتیب، رزومهی شما تأیید میکند که قادر به بررسی جعبهها هستید و شرکتِ استخدامکننده، حقوق پیشنهادیاش را با کارتان تطابق میدهد و هنگامی که نیاز داشت، شما را به خدمت میگیرد.
ولی امروزه قوانین بطور ناگهانی و شاید برای طولانیمدت تغییر کردهاند.
هنوز هم شرکتهایی وجود دارند که خیلی از آنها به دنبال HCW(شغلهای خدماتی مثل خانهداری، خدمات هتل، مراقبت پزشکی... م) هستند. ولی اینها شغلهایی نیستند که واقعاً میخواهیم.
وقتی یک شغل دیجیتال دارید و میتوانید از خانه کار کنید، «همهفنحریف »بودن، بیمورد است. این به معنای آن است که شرکت، یا ارزانترین فرد ممکن را از میان یک میلیارد انسان استخدام میکند یا با یک کامپیوتر آن کار را انجام میدهد یا...
یا باید فرد خاصی را استخدام کند.
فردی با مهارتهای چشمگیر.
شاید او فردی با مهارتهای سنتی باشد. مثلاً وقتی واقعاً در کدنویسی یا طراحی و مهندسی عالی باشید. تحصیلات داشته باشید. ساختار کار را ایجاد کرده و احترام همکاران را به دست آورده باشید. وقتی نمیگویید: «شما به فردی مهم نیاز دارید و آن شخص، من هستم.» ولی در عوض، به طور واضح در حرفهی خودتان بهتر هستید.
یا این مهارتها میتوانند مهارتهای واقعی باشند که عدهای آنها را مهارتهای نرم مینامند. یعنی شما کار احساسی، تحلیل فکری، مراقبت، خوشمشربی، متانت و خونسردی یا سایر اقدامات دشوار انسانی را به طور واضح بیشتر از دیگران انجام میدهید. اگر شما در این موارد فراتر از دیگران باشید، از طرف جاهایی که دوست دارید کار کنید، ارزشمند قلمداد میشوید.
خبر خوب اینکه راه و روش کار معلوم است. قسمت سخت کار، داشتن پشتکار برای بهترشدن از «خوب» است.
نه بهتر از خوب در همهچیز یا حتی برای همهکس. فقط بهتر از خوب برای کسی.
.