✳️ نسل زد چگونه به کار میاندیشد؟
کارفرمای خود بودن
مریم رحیمی در گفتوگو با نیما نامداری، مدیرعامل موسسه کارنامه، به علایق و ترجیحات کاری نسل «زد» پرداخته است.
✅ نسل جدید، سرگرمی را به عنوان کلیت زندگی میبیند. مثلاً یک نفر راه میرود و موزیک گوش میکند یا کار میکند و موزیک گوش میدهد، در خانه است و به تنهایی فیلم تماشا میکند.
در صورتی که در گذشته، اصلاً چنین چیزی ممکن نبود. اینقدر سرگرمی دسترس پذیرتر شده که دیگر بخشی از زندگی نیست؛ بلکه مفهومی جاری در همه لحظههاست.
نسلهای قبل دسترسی سختتری به محتواهای هنری، موزیک و فیلم داشتند. آنها باید به سینما و کنسرت میرفتند یا نوار کاست میخریدند.
به همین دلیل به جمع، مهمانی و معاشرتهای جمعی نیاز بیشتری داشتند.
نسل زد، فردیت قوی تری دارد و در سازمان هایی که ساختار شکل گرفته، کمتر احساس راحتی میکند و با آن ناسازگار است. چرا که فردیت در سازمانها کمتر و ساختار رسمی است.
پس اینکه بچههای نسل زد از محیط کار استعفا میدهند، به دلیل تنبل بودن آنها نیست؛ بلکه این افراد با ساختار غیرمنعطف احساس ناسازگاری میکنند.
در ایران اغلب سازمان های بزرگ، دولتی هستند و اگر دولتی نباشند هم سنتی هستند. در این ساختارها، سازگاری با نسل زد کمتر است.
اما استارتآپها سازگاری بیشتری با نسل زد دارند زیرا در استارتآپ، انعطاف پذیری بیشتر است و احترام به فردیت بیشتر دیده میشود.
فضا و محیط کار، برای ترجیحات شخصی و فراهم کردن تفریح در محیط کار هم بیشتر است. به همین دلیل نسل زد در استارتآپها بیشتر ماندگار است و کارایی بالاتری هم دارد.
نسل قبل، کار را صرفاً ابزار امرارمعاش نمیدانست؛ بلکه بخشی از هویت خود را با آن تعریف میکرد. پیش از این، کار تنها منبع درآمد نبود و به همین دلیل افراد دوست داشتند به هر قیمت، در سازمان های بزرگ کار کنند.
نسل زد کمتر هویت خود را با کار تعریف میکند و بخش بیشتر هویتاش را از فعالیت های دیجیتال دریافت میکند.
اگر فردی مثلاً در اینستاگرام ۱۰۰ هزار نفر فالوئر داشته باشد، با ابزارهایی که در دست خود دارد، هویتاش را معرفی میکند و حتی ممکن است که ترجیح دهد نگوید کجا مشغول به کار است.
بسیاری از کسبوکارهای جدید در دنیا، تلاش میکنند خود را با هویت های مختلف منطبق کنند؛ مثلاً به افراد اجازه میدهند که عنوان شغلی شان را خودشان انتخاب کنند، در محیط کار بیشتر دیده شوند یا سلیقه خود را به محیط کاری اضافه کنند.
به همین دلیل، نسل زد میتواند کاری را که انجام میدهد به بخشی از هویت خود تبدیل کند.
این مشکل سازمانهای سنتی است که اجازه نمیدهد نسل زد تصور کند هویت خود را دارد و از آنجا که گزینههای بیشتری برای هویت سازی وجود دارد، نسل زد دیگر علاقهمند به کار در این سازمانها نیست.
جهان جدید، جهان انعطاف پذیر و کمتر ساختاریافته است که در آن، افراد میتوانند ترجیحات متنوع خود را ارضا کنند و افراد مجبور نیستند خودشان را در هویتهای از پیش تعیین شده جا دهند.
بنابراین، نسل زد انتظار دارد که محیط کارش هم به همین شکل باشد. یعنی فردی که متولد نسل زد است، ترجیح نمیدهد در یک ساعت مشخص سر کار حاضر باشد و ساعت مشخص بازگردد.
این نسل دوست ندارد که ساعت کاری مشخص داشته باشد یا اینکه در یک شرح وظایف بدون تغییر تا ابد بماند.
اتفاق دیگر، اهمیت یافتن فرد و فردیت است. در جهان توسعه یافته، سازمانها تلاش میکنند تنوع را ترویج کنند و همچنین مهارت های سنتی به مهارت های جدید تبدیل میشود که با هوش مصنوعی منطبق است.
در آینده خود نسل زد باعث دگردیسی سازمان ها میشود چرا که از یک برهه زمانی به بعد، تنها نسل زد و نسلهای بعدی وارد بازار کار میشوند.
منبع: تجارت فردا، شماره ۵۶۵
https://t.me/ExecutiveManagement