نسبت خشونت خانگی با میزان تحصیلات
.
خشونت خانگی نباید صرفا به عنوان پدیدهای منفرد مورد بررسی قرار بگیرد. بلکه باید به آن به چشم پدیدهای نگریست که در پیوند با دیگر مسائل یک جامعه است. به عنوان نمونه، یک تحقیق در سال ۹۲ در دانشگاهی در شهر ارومیه نشان داده بود که که خشونت خانگی علیه زنان میان زوجهای اجارهنشین و نیز زوجهایی که شوهر شغل ندارد، به صورت کاملا هویدایی بیشتر است.
.
بر این اساس به نظر میرسد میتوان میزان تحصیلات زنان را نیز در این بحث موثر دانست. «شکوه نوابینژاد» درباره نسبت تحصیلات زنان با میزان خشونت خانگی میگوید: «همچنین میزان همسرآزاری در مردانی که زنانشان دارای تحصیلات لیسانس و بالاتر هستند، به طور معناداری کمتر از زنان کم سواد و بی سواد است. از سوی دیگر میزان همسرآزاری در مردانی که تحصیلات پایین تر از دیپلم دارند به طور معناداری بیشتر از مردانی است که دارای تحصیلات بالاتر هستند».
.
بر این اساس، او که رییس انجمن مطالعات زنان است، با اشاره به اینکه بیشترین خشونت علیه زنان در مناطق روستایی دیده میشود، این نکته تلخ را ناشی از ناآشنایی زنان با حقوق خود به عنوان یک زن و نیز حرمت مسائلی همچون «حفظ کانون خانواده»، «ترس از بیآبرویی»، «انگشتنماشدن» و...، متحمل این حجم از خشونت خانگی میشوند و تازه این در حالیست که در سطح شهرها نیز خیلی از نمونههای خشونت خانگی گزارش نمیشوند.
http://bit.ly/2U1KrcW@Tavaana_TavaanaTech