▪️رضایت آگاهانه (به ندرت چنین چیزی ممکن است)▪️ ستگادین | یکشنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۲
افراد بالغ دست به انتخاب میزنند و با عواقب آن انتخاب، زندگی میکنند.
هیچ کس دیگری نباید به ما بگوید که کدام طعم بستنی را ترجیح دهیم یا چه شغلی را انتخاب کنیم. ما خودمان خوب میدانیم که چه میخواهیم.
در عمل، «انتخاب فردی» برای انواع خاصی از تصمیمات، واقعاً خوب است. اما وقتی
اثر شبکه، نهادهای صنعتی سودجو، آمار، تأثیرات بلندمدت و عوارض جانبی را اضافه میکنیم، اغلب [ ایده انتخاب فردی ] ازهم میپاشد.
تعداد کمی از افراد مبتلا به مرحله نهایی سرطان ریه وجود دارند که دههها پیش با تصمیمی کاملاً آگاهانه، سیگارکشیدن را شروع کردهاند. میلیونها نوجوانی که به سیگار الکترونیکی معتاد شدهاند هم مطمئناً این انتخاب را کاملاً آگاهانه انجام ندادهاند. ما وسوسه میشویم که بطری آب «رایگان» را که در بعضی از بازارهای محلی عرضه میشود، قبول کنیم بدون در نظر گرفتن اینکه بعد از نوشیدن آب و رهاکردن بطری در طبیعت، چه اتفاقی میافتد. و در حالی که کنترل بیش از حد بر روی آزمایش و توزیع داروها کار آسانی است، کنترلنکردن آنها برایمان سادهتر است.
پاسخ درستی وجود ندارد، این صرفاً یک طیف است.
در حالت ایدهآل، هر یک از ما میتوانیم با اطلاعات دقیق، تصمیمات هوشمندانه و بلندمدت بگیریم. من خودم را کاملاً منطقی میدانم، اما مانند بسیاری از مردم، قبل از مصرف یک قرص یا خرید یک محصول جدید، مطالعات طولی [مشاهدهٔ مکرر یک متغیر در بازههای زمانی بلندمدت] انجام نمیدهم. ما از تبلیغات پرطمطراق(hype)، احساس هیجان و انتظار برای یک رویداد خاص(buzz) و وضعیت روانی و اجتماعیمان(status) برای تصمیمگیری استفاده میکنیم، بدون اینکه آمار یا نظرات افراد مشابهمان را در نظر بگیریم.
جامعه ممکن است پاسخی ایدهآل برای این سوال که «مرز بین انتخاب فردی و استانداردهای جامعه کجاست؟» نداشته باشد، اما چنین سوالی ارزش پرسیدن را دارد. آیا احتمال دارد افراد گمراه شوند، گیج شوند یا فریب داده شوند تا دست به اقداماتی بزنند که به خود و دیگران آسیب میرساند؟ آیا سیستم به افراد برای عدم کسب رضایت یا کسب سود از عدم ارائه اطلاعات یا آگاهی کامل به مردم پاداش میدهد؟ آیا در فرآیندهای تصمیمگیریِ انسانیِ ما اشکالاتی وجود دارد که احتمالاً سازمانهایی به آنها دسترسی غیرمجاز دارند(hack) و هدفشان متفاوت از هدف ماست؟ آیا چیزی بنام پیامدهای سلامت عمومی داریم که تأثیر بیشتری نسبت به فواید فردی دارد؟
مانند اقتصاد خُرد، نظریه بازاریابی کلاسیک، در خلاء اتفاق میفتد، نه در دنیای واقعی. برای اجرای آن در مقیاس وسیع، باید در مورد تأثیر میلیونها تصمیم که اغلب بدون شفافیت یا بدون وجود یک چشمانداز گرفته میشوند، سخت فکر کنیم.
.