⤴️..آیا توصیهی من سوگِ بیشتر است؟ آیا فکر میکنم که افزایش تصاعدی سوگ، ویرانگری کمتری در جهان به بار میآورد؟ نه، چنین نیست. حتی اگر فقط به این دلیل که سوگ تابع سنجشهای ریاضی نیست. سوگ فقط برای ثبت واقعیتی نیست که یک نفر یا یک گروه یا تمام یک مردم از بین رفتهاند، یا تقریباً از بین رفتهاند. یک فرایندِ سرراست نیست که وقتی «اصل واقعیت» حکم خود را صادر کرد، پایان یابد. بله، آنکس یا کسانی که شما در سوگشان نشستهاید قطعاً رفتهاند. اما حتی وقتی هم که کموبیش موفق شدهایم عزیز از دست رفتهای را در واقعیت روانیمان جذب کنیم، در اطوارهایمان، در پوششمان، در شیوههای اندیشیدن و سویههای گفتارمان، این سوگ پایان نمییابد. عزاداری با راه دادن به دگردیسی ناخواستهای سر و کار دارد که نه شکل کامل و نه تمام ابعاد دگرگونیهایش را نمیتوان از پیش شناخت. این تأثیرِ دگردیسانهی از دست دادن همیشه در معرض خطر از شکل افتادگی است. هر چه باشد، نمیتواند اراده شده باشد. نوعی ناکردن است. در میان روز و در حالِ انجامِ کاری موجها به ما برمیخورند و همه چیز میایستد. سست میشویم، حتی میافتیم. آن موج چیست که ناگهان جاذبهات و حرکت رو به جلویات را سلب میکند. چیزی که فرامیگیردت، وادار به توقفات میکند و به زمین میزندت. از کجا میآید؟ نامی دارد؟ چیست که در چنین لحظاتی که ما مؤکداً ارباب خود نیستیم، مدعیِ ماست؟ وقتی افراد خاصی را از دست میدهیم یا وقتی از تعلّق به جایی یا جمعی برکنار شدهایم، شاید چنین باشد که چیزی از آنکه هستیم ناگهان فروزان میشود، چیزی که گرههایی را که به دیگران خوردهایم ترسیم میکند، که به ما نشان میدهد به یکدیگر پیوستهایم و پیوندهایی که ما را تشکیل میدهند نیز ما را گیر رهایی میاندازند، در بیشکلی ترکمان میکنند. اگر من در شرایطی که کیستیِ من درگیر توست، تو را از دست بدهم، پس من نهفقط عزای از دست داده را میگیرم بلکه من برای خود بررسیناپذیر میشوم، و این زندگی، تحملناپذیر...
⤴️نويسنده: #جودیت_باتلر
مترجم: #ستاره_شهدایی
📎https://www.atopiaschool.com/articles/72849164-2736-4dce-9059-0a7c2eb0cbac?fbclid=IwdGRzaAPrXbljbGNrA-tb1GV4dG4DYWVtAjExAHNydGMGYXBwX2lkDDM1MDY4NTUzMTcyOAABHnVbdTV9i-9mTDrw2IHsYCmSqJKqL2snQLjqK2FCyZrtYQRKDGClAIjjzjX2_aem_i3KS8M6-aEHzIbKv3bKtNQ&sfnsn=scwspmo📰Ellinne