چند وقت پیش با مدیر عامل یک شرکت تولیدی صحبت می‌کردم و ایشان از این گلایه داشت که مشاورانی که در طول این سالها استخدام کرده، خروجی مطلوب را برای سازمان نداشته‌اند. کنجکاو شدم تا از ایشان بیشتر بشنوم که خواسته‌شان چه بوده و به چه دلیل فرایند مشاوره کسب و کاری برایشان ناکارآمد بوده است. با هم وارد گفت‌وشنودی عمیقی شدیم و خلاصه‌ی چیزی که شنیدم این بود که گویا راهکار و پیشنهادهای ارایه شده توسط مشاوران از نظر این مدیر عامل بدون درنظرگرفتن بستر سازمان ایشان بوده است. ایشان گلایه داشت که در فرایند مشاوره دغدغه‌های من و مدیرانم توسط مشاوران آنگونه که انتظار داشتم شنیده نشد و صرفا گویا مشاوران با ذهنیت خودشان و با تعدادی راهکار از پیش تعریف شده به سوی ما آمده بودند.

به نظرم رسید در این قصه، فقدان مهارت‌های نرم ارتباطی مانند گوش دادن، همدلی کردن، پرسش‌گری مناسب و به هنگام بازخوردِ موثر دادن بیش و پیش از هر چیزی خودش را نشان می‌داد.

در شهریور ماه ۱۴۰۳ در دو دوره آموزشی "مشاوره مدیریت" در دو مدرسه کسب‌وکار تدریس داشتم و تلاش کردم بر اساس نظام پرسش‌گری سقراطی مدلی را به دانش‌پذیرانی که تمایل دارند حرفه مشاوره مدیریت را دنبال کنند معرفی کنم تا بتوانند به شکل کارآمدی از مهارت‌های نرم مورد اشاره استفاده کنند و آگاه باشند که به‌هنگام لازم است هنرِ رقصی میانه‌ی میدان را بیاموزند، میدانی که یک‌سوی آن ایفای نقش‌ کوچینگِ خالص است و سوی دیگرش صرفا مشورت دادن.
@HosseinGaeeni
#کوچینگ #مشاوره #مهارت_نرم #کوچینگ_مدیران
#تفکر_پرسشگرانه #پادیادگیری #مدیر_در_نقش_کوچ

Comments

Be the first to add a comment