📌یکبار که مصدق غش نکرد

"یکبار که قرار بود مصدق در شوراي امنيت نطق خود را بخواند، با لباس مرتب و در نهايت استقامت و سلامت سخنراني کرد و شق و رق بر جاي خود نشست. من که پهلوي او نشسته بودم، گاهي پايم از زير ميز روپوش دار به جسمي مي خورد که نمي فهميدم چيست. به محض اينکه جلسه تمام شد، يک آمريکايي با دوربين از زير ميز در آمد و با عصبانيت گفت: پس چرا رييستان غش نکرد؟! گفتم چرا غش کند؟ گفت من مدت ها زير اين ميز قايم شده بودم که وقتي او بر زمين مي افتد از او عکسي بردارم و آن را بفروشم.."

خاطره ای از اللهيار صالح/ وزیر خارجه ی مصدق
برگرفته از کتاب "پرونده ی صالح"
نوشته ی ایرج افشار

@PN_KFP

Comments

Be the first to add a comment