🌉 شما اگر اهل نوشتن باشید، به‌ویژه در شبکه‌های اجتماعی که شتابش بالاست، احتمالا راحت‌تر تشخیص می‌دهید اگر نویسنده داشته گریه می‌کرده موقع نوشتن متن.

کلمات برخی از تحلیل‌هایی که این چند روز می‌خوانم  خیس از اشک است. از آن مهندسی که برای فولاد مبارکه نوشته، یا آنکه برای پل کرج، یا پتروشیمی یا آن یکی که برای انسیتو پاستور.

می‌بینی متن جدی آدم فنی یا دانشگاهی هر چه پیش‌تر می‌رود از زبان رسمی فاصله می‌گیرد، کلماتش از رسمیت می‌افتند و  می‌غلتد به قربان‌صدقه رفتن. معلوم است رها کرده کلمات را با اشک... گاهی سطرهای پایانی خود نامه‌ عاشقانه است با زبان شرمنده و ناشیانه.

قربان صدقه ایران، قربان صدقه شهرهای ایران، دشت و دمن و خیابان‌ها و خانه‌هایش، قربان صدقه کتاب‌های سوخته در دفتر دانشگاه شریف، قربان صدقه طوطی‌های باغ انسیتو پاستور، قربان صدقه انعکاس تصویر ستون‌های چهلستون ... پیداست اشک‌ها تا زیر چانه رسیده و مچاله شده نویسنده شق و رق تا نوشته این کلمات را.
#مریم_نصر
📷از #محسن_فلاحی

🏀Ellinne

Comments

Be the first to add a comment