این پست رو یک مخاطب فرستاده و بدون ویرایش برای شما منتشر کردیم اطلاعات پست را تایید یا تکذیب نمیکنیم؛ اما خواندن آن میتواند جالب و مفید باشد. #ادمین
🔴 پدر زن مرحوم شدهی «حسین طائب» مشهور به «ابوالفواحش» در تور پرستوهای امنیتی (
✍️: نامه وارده)
این ماجرای آقای نجفی وزیر پیشین و شهردار سابق باعث شد یاد ماجرای آقای حسینی اخلاق در خانواده بیفتم! برنامهی اخلاق در خانواده که توسط حجت الاسلام حسینی اجرا میشد رو یادتون میاد؟ هدف اصلی برنامه مثلاً امر به معروف و نهی از منکرات بود و جوانان را از گناهان برحذر میداشت. میدانید عاقبت آقای حسینی چه شد؟
داستان از روزی آغاز میشود که دادگاه میکونوس تمام سران ایران را قاتل و تروریست خواند، البته با مدرک، و متهمان اصلی که دکتر شرفکندی را به قتل رساندند، توسط قاضی شجاع آلمانی همگی حکم گرفتند که سه متهم ردیف دوم لبنانی بودند و متهم ردیف اول «کاظم دارابی»، ایرانی بود و به زندان ابد محکوم شد. جمهوری اسلامی برای آزادی «دارابی» از هیچ کوششی دریغ نکرد اما نتوانست «کاظم دارابی» را آزاد کند. این بود که تصمیم به توطئه گرفتند.
آقای «هلموت هوفر» بازرگان ثروتمندی بود و در مشهد دفتر بازرگانی داشت. او شکار خوبی بود که اطلاعات رژیم میخواست.
آنان دختر ایرانی زیبایی را تعلیم دادند که با آقای «هوفر» آشنا شود و این آشنایی تا حدی رفت که مستر «هوفر» با دخترک معاشقه میکرد. سرانجام شبی که با دختر ایرانی در مشهد همبستر بود به دام اطلاعاتیها افتاد و این همان چیزی بود که رژیم میخواست. فردای آن روز، در تمام رسانهها، خبر بازرگان آلمانی و رابطهی نامشروع با دختر مسلمان در جهان پخش شد و بازرگان نگون بخت که به زندان افتاده بود، بنابر حکم حاکم شرع فورا به اعدام محکوم شد.
کشور آلمان به تب و تاب افتاد که چطور چنین کاری امکان دارد؟ وزارت خارجهی آلمان که تحت فشار خانواده هلموت هوفر قرار داشت، دست به هر کاری برای آزادی این بازرگان زد اما بینتیجه بود و دستگاههای امنیتی ایران تنها یک راه برای نجات جان بازرگان به طور محرمانه پیشنهاد کرده بودند. و آن، آزادی «کاظم دارابی» در قبال آزادی «هلموت هوفر» بود. اما قاضی آلمانی هرگز این معامله را نپذیرفت.
از آنسوی جناب آقای حسینی از سوی فرهنگسرای ایرانی به آلمان دعوت شده بود و چند تا سمینار هم داشت. سرویس امنیتی آلمان که سخت در تلاش آزادی بازرگان خود بود، آقای حسینی را شکار خوبی دانست. آنان آقای حسینی را به بهانهی آنکه مردی بسیار روشنفکر و عالم است پیاپی دعوت میکردند و یک دختر بسیار جذاب و زیبا را به آقای حسینی معرفی کردند که گویا دخترک میخواهد به دین اسلام مشرف شود! حسینی استقبال خوبی از خانم جذاب کرد و از دین اسلام چنان سخنانی گفت که دخترک سخت متاثر شده بود اما در باطن آقای حسینی میسوخت برای همخوابی با این دختر خوش تیپ!
دختر شبی در هتل مهمان آقای حسینی شد، غافل از اینکه اتاق آقای حسینی پر از دوربین مخفی و دستگاه شنود است. بالاخره آقای حسینی درس اخلاق را به دختر داد و از اول شب تا صبح با دختر معاشقه کرد. دولت آلمان بدون سر و صدا نسخهای از فیلم «سوپر اکشن» آقای حسینی با دختر آلمانی را به سفارت خود در ایران فرستاد و تقدیم سران جمهوری اسلامی کرد. سران حکومت که فیلم را دیدند میخواستند طفره روند و آن را ساختگی قلمداد میکردند اما سفیر آلمان با خونسردی گفت ما نه بوق و کرنا میزنیم و نه بخاطر معاشقه کسی را اعدام میکنیم. فقط این فیلم را پخش میکنیم و آقای حسینی هم آزاد است. دولت ایران دیگر سخت گیر افتاده بود: پرسیدند، چه میخواهید؟ گفتند «بازرگان آلمانی باید هرچه سریعتر آزاد شود.» و کمتر از ۲۴ ساعت بازرگان آزاد شد.
بعد از بازگشت حسینی به ایران، آلمان فیلم را برای زنهای حسینی فرستاد و دو زن حسینی با هماهنگی یکدیگر در آفتابهاش اسید ریخته و آلت تناسلی او را سوزاندند.
این روایت تا سالها بعد موضوع شوخی شخصیتهای سیاسی با حسینی بود، از جمله سال ۸۹ در دیداری که حسینی با حسن خمینی داشت، اطرافیان حسن خمینی میخندیدند و حسینی نیز که موضوع را میدانست خطاب به آنان میگفت که «سالم است، اگر میخواهید نشان دهم تا مطمئن شوید!»
@PN_KFP
جدا کثیفتر از این جانوران تاریخ به خود ندیده و مطمئن باشید نخواهد دید و اینکه اون آدمکش میاد دختر این ابوالفواحش رو به همسری میگیره واسه اینه که کبوتر با کبوتر باز با باز کند همجنس با همجنس پرواز البته در مورد اون بخش همجنس که شاعر فرموده و بنده از قول ایشان عرض کردم خدمت شما بزرگواران به هیچ عنوان منظورم در این بیت بخصوص استاد طوسی نبوده و نیست